حركت ، تأملى دارند ، لااقل بايد اعلام بدارند كه از راه مسكو به ايران برمىگردند تا بدينوسيله محبت روسها جلب شود و خود اعليحضرت ، هركه را مصلحت مىدانند براى گفتگو با شوروىها مأمور فرمايند ، زيرا در ايران مىبينيم تدريجا سياست شوروىها به مساعدت سردار سپه منحرف مىشود .
4 - هرگاه معلوم شد كه اعليحضرت براى بازگشت به ايران حتما ترديد و انديشه دارند ، ممكن است به ايشان حالى شود كه به حكم منافع عالى مملكتى و براى حفظ سلطنت موروثى قاجار و به احترام افكار عمومى كه مايل به دوام سلطنت خاندان ما هستند ، هرگاه اعليحضرت قطعا معاودت به ايران را نمىپسندند ، ممكنست حقوق سلطنتى يا دستكم عنوان نيابت سلطنت به وليعهد واگذار شود .
رحيمزادهء صفوى در اواخر آذرماه 1303 خورشيدى سفر سياسى خود را آغاز كرد .
در شهر نيس فرانسه به ملاقات احمد شاه رفت و دربارهء موضوعات مختلف سياسى با وى به مذاكره نشست 45 . اين مذاكرات سرانجام بدون هيچگونه نتيجهاى به پايان رسيد و او از راه تركيه عازم شوروى شد تا حمايت روسها را نسبت به احمد شاه جلب كند ، اما از آنجا هم بدون نتيجه به ايران آمد ( اول آبان 1304 ) . به محض رسيدن به تهران به دستور سردار سپه توقيف شد و فرداى سقوط قاجاريه از سلطنت ( 10 آبان 1304 ) ، يك روز پس از تشكيل مجلس مؤسسان و انقراض قاجاريه ، با اعلام عفو عمومى ، آزاد شد .
رحيمزاده در سال 1307 خورشيدى ، از طرف سفارت افغانستان براى خدمت در وزارت خارجهء آن دولت به كابل رفت و سپس از افغانستان به هندوستان رفت و بنا به دعوت و تقاضاى سيد جلال الدّين مؤيد ، مدير روزنامهء حبل المتين ، مدتى سردبيرى آن روزنامه را به عهده گرفت . پس از دو سال اقامت در كلكته ، بيمار شد و سپس به دعوت رضا شاه به ايران مراجعت كرد و به عنوان مترجم عربى و انگليسى و تركى استانبولى و فرانسه در ادارهء تهيهء قوانين دادگسترى مشغول خدمت شد . در سال 1313 به عضويت كنگرهء فردوسى دعوت شد و براى افتتاح آرامگاه فردوسى به مشهد رفت و از سال 1314 خورشيدى بنا به دستور رضا شاه همهساله به رياست هيئتهاى بازرسى كل كشور ، مأمور قسمتى از مملكت شد .
آخرين مأموريت او در بازرسى كل كشور ، سفر گيلان بود در سال 1316 ، كه پس از اين
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٩٩