به نوايى رسيد و با سمت رئيس محاسبات دربار شاهنشاهى به زودى در صف مقدم رجال قدرتمند سياسى ايران درآمد . وى سخت محبوب تيمور تاش بود و عدهاى يكى از عوامل مهم مغضوب شدن تيمور تاش را ، دوستى وى با ديبا مىدانند . دربارهء علل مغضوب واقع شدن عبد الحسين ديبا سخنان بسيارى گفته شده ، از آن جمله مخبر السلطنه هدايت در كتاب خود به نام خاطرات و خطرات چنين مىنويسد : « گفته شد خزانه دست خورده است ، ديبا مظنون بود ، شاه را خبر كردند و سر به خزانه زدند . سراغ تاج نادرى را گرفتند ، خالى از تغيرى هم نبودند ، در صندوق اوّل نبود ، صندوقدار دست و پايش را گم كرد ، چند صندوق وارسى شد ، فقدان نمره و ثبت اين عيب را دارد . بالاخره تاج درآمد ، در قفسهاى بود كه نهاده شد .
شاه در قفسه را قفل زد ، كليد را روى قفسه انداخت . در موقع بيرون رفتن به من اشاره فرمودند كه تا آخر باش ، استنباط كردم كه ستارهء تيمور تاش در افول است . ديبا چند روز بعد به كرمانشاه تبعيد شد و ديگر از او خبرى ندارم . »
باز همين نويسنده كه خود در آن دوران رئيس الوزراء بود ، در جاى ديگرى از كتابش چنين مىنويسد : « پس از سفر تيمور تاش به مسكو ، من يك روز . . . براى تيمور تاش پيغام فرستادم كه كمتر جانب وكيل الملك را نگهدارد . . . مخصوصا كه اعليحضرت به شدت نسبت به وكيل الملك مظنون هستند و حق هم دارند . اما تيمور تاش ابدا گوشش بدهكار نبود . . . و كار را به جايى رساند كه ناگهان يك روز شاه به دفتر رئيس محاسبات وزارت دربار ( ديبا ) رفت و ميز و صندلى او را درهم شكست و سپس به پيشخدمت دستور داد كه اين مرد را از اينجا بيرون كنيد . . . و وكيل الملك متعاقب اين فرمان كوچك شد و حقير شد و تكيده شد و از وزارت دربار اخراج گرديد . وكيل الملك نيز مانند تيمور تاش به اتهام ارتشاء ( گويا از كمپانى روسى اشكودا ) محاكمه شد و به سه سال زندان محكوم گرديد و در پايان محكوميت ( 1317 ) توسط مأمورين مختارى به قتل رسيد . »
برخى نيز نوشتهاند كه علت مغضوب شدن ديبا اين بوده كه وى مبلغ كلانى در قمار از مجلل الدوله پدرزن رضا شاه برده و اين باخت كلان باعث سكته و مرگ مجلل الدوله شده كه رضا شاه ، ديبا را احضار و امر مىكند كه مبلغ برد را به ورثهء مجلل مسترد نمايد .
به هرجهت عبد الحسين ديبا پس از عزل از مقام خود در سال 1311 خورشيدى ، مدتى
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٥٥