تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
من هم با ايشان از هنگامى شروع شد كه در كابينهء رزم‌آرا لكوموتيورانان راه‌آهن به علت شرايط نامساعدى كه داشتند ناگهان دست از كار كشيده به مجلسين شورا و سنا متحصن شدند ، و از طرف مجلس شوراى ملى دكتر معظمى و من و از مجلس سنا عدل الملك و يك نفر ديگر انتخاب شديم كه به شكايت آنها رسيدگى نموده ، هرچه رأى داديم مورد قبول دولت واقع شود . براى انجام اين منظور جلسه‌اى با حضور وزير راه تشكيل داديم رأى هر چهار نفر ما به نفع متحصنين و عليه دولت بود و با آنكه وزير راه هم قبول كرده بود كه اجرا نمايد ، ولى رزم‌آرا زير بار نرفت و كار به كشمكش انجاميد كه در جلسهء رسمى مجلس مطرح نمودم . نوبت ديگر هم كه عده‌اى به تئاتر سعدى هجوم برده و تخريب و غارت كرده بودند ، كاركنان تئاتر سعدى به مجلسين سنا و شورا متحصن شدند . در اين نوبت هم از مجلس سنا عدل الملك و ابراهيم خواجه نورى و از مجلس شورا دكتر معظمى و نگارنده معين شديم كه رسيدگى نموده ، رفع تحصن شود در اين مورد هم رأى چهار نفرمان يكسان بود و رفع تحصن شد . بعد هم با دادگر در مجلس مرتبا ملاقاتهايى دست مىداد ( چون در آن موقع هنوز براى مجلس سنا مكانى ساخته نشده بود و جلسات مجلس سنا در بهارستان و در عمارت مجلس شورا تشكيل مىيافت ) بنابراين حداقل در هفته دوسه مرتبه ملاقات و دربارهء حكومت رزم‌آرا مذاكره و تشريك مساعى و بحث مىكردم . عدل الملك دل [ پر ] خونى از ديكتاتورى داشت و مىگفت بر من مسلم شده كه هركس به ايجاد و روى كار آمدن ديكتاتورها كمك كند ، پس از آنكه پايه‌هاى حكومت خودكامه محكم شد و ديكتاتور كاملا مستقر گرديد ، اولين قربانيهاى آن حكومت همان كسانى خواهند بود كه عمله واكرهء بناى آن حكومت بوده‌اند ؛ زيرا آنها همان‌طور كه گفته‌اند چوب‌بست بناى آن حكومت به حساب مىآيند ؛ لذا ساختمان كه به اتمام برسد ديگر وجود چوب‌بست بدنماست و بايد برداشته و نابود شود . به اين جهت بايد متوجه بود كه به ايجاد چنين حكومتهاى مطلق العنانى مطلقا كمك و همكارى نكرد . اگر كسى كمكى كرد و از عوامل مؤثر بود ، بداند كه از بين خواهد رفت ، من هم اگر در ايران بودم ، حتما در زندان قصر پذيرايى مىشدم و يك روز در جرايد نوشته مىشد كه دادگر در اثر سكتهء قلبى