پانويسها
شرح
( 1 ) - متن تلگراف آيتاللّهزاده خراسانى از مشهد به تهران در مخالفت با استقراض دولت :
« مجلس شوراى ملى شيد اللّه اركانه
هيئت وزراء عظام دامت شوكته
تمام اين خونريزيها و ازجانگذشتنها براى حفظ بيضه اسلام و وطن عزيز بود . لهذا بر تمام مسلمين و ايرانيان واجب است كه براى يك وجب خاك عزيز خونآلود ايران از جان و مال بگذرند و نگذارند بيش از اين دست پلتيك اجانب در اين مملكت دراز و دامان ناموس وطن زياده بر اين آلوده گردد . امروز روزى است كه خون شهداى راه وطن را ، كه استقلال ايران است ، مسلمانان حفظ كنند . از قرار مسموع براى مصارف فورى دولت امروز پنج كرور تومان وجه لازم شده ، معلوم نيست چرا اولياى دولت فقط راه بدست آوردن اين وجه ناقابل را ، قرض كردن از خارجه با آن شرايط جانگداز كه يكمرتبه قلم به هستى ايران مىكشد دانستهاند . وزراى ممالك خارجه براى مصارف فوقالعاده مملكت خود آن وجه را با ترتيبات صحيحه از داخلهء خود جمعآورى كرده ملت هم با كمال ميل مىدهد . چه شده كه اولياى دولت اين موقع را مغتنم نشمرده و تا حال فكرى براى جمعآورى اعانه از داخله نكردهاند ؟ آيا در ميان سى كرور ايرانى نمىتوان با تدابير عمليه و اين حسّ توجه امروزهء رؤساى روحانى و رغبت خود ملت پنج كرور دريافت كه هريك روىهمرفته پنج تومان داده كه بيست و پنج كرور براى رفع احتياجات دولت فراهم گردد ؟ و به اين ننگ زير بار قرض خارجه نرويم . و اين استقراض از خارجه بمراتب معايبش بيشتر از قرض سابق است كه پشت استقلال ايران را شكسته و ما را به اين روز سياه افكنده . . . » .
[ روزنامه حبل المتين ، شماره 36 سال 1328 ق ] .
( 2 ) - ايرج ميرزا شاعر شوخ طبع ايران ، بخاطر سرودن اشعار ضد روحانى و ضد اعتقادات مذهبى ، چندى مورد تهديد متعصبين مذهبى قرار گرفت و ناچار به منزل آيتاللّهزاده رفته و مدتى تحت حمايت ايشان قرار گرفت . وى در ديوان اشعارش در دو جا از آيتاللّهزاده به نيكى ياد مىكند .
الف :روزگار آسوده دارد مردم آزاده را * زحمت سندان نمىآيد در بگشاده را
از سر من عشق كى بيرون رود مانند خلق * چون كنم دور از خود اين همزادهء آزاده را
خوش نمىآيد بگوشم جز حديث كودكان * اصلا اندر قلب تأثيريست حرف ساده را