سيد ابو الحسن اصفهانى فرزند سيد محمّد در سال 1277 قمرى در يكى از روستاهاى لنجان اصفهان بنام « مديسه » به دنيا آمد .
تحصيلات اوّليه خود را در اصفهان به انجام رساند و از محضر ابو المعال كرباسى ( متوفى 1315 ق ) استفاده كرده سپس به نجف رفته و در آنجا مجتهد جامعالشرائط شد . او از شاگردان « آخوند ملا محمد كاظم خراسانى » و « ميرزا تقى شيرازى » بشمار مىرفت و رسالهء عمليهاش بنام « صراط النجاة » مشهور است .
سيد ابو الحسن اصفهانى در دور دوّم مجلس شوراى ملّى ، بعنوان يكى از پنج تن علماى طراز اوّل به مجلس راه يافت ولى او در ذيحجهء 1328 بدون حضور در مجلس استعفا كرد .
در سال 1302 خورشيدى ، قراردادى بين انگلستان و « امير فيصل » حاكم عراق منعقد شد كه اين قرارداد قيموميت بريتانيا را بر بين النهرين مدلل مىساخت ، و اين قرارداد مورد اعتراض مليّون و روحانيون ساكن عراق قرار گرفت . بالاخره آخرين نيّت حكومت داخلى و دولت انگلستان كه اجراى انتخابات و تشكيل مجلس مؤسسان و تصديق قرارداد مزبور از طرف مجلس ملّى عراق بود ، مورد تحريم روحانيون از جمله سيد ابو الحسن اصفهانى و « آيتاللّه نائينى » واقع شد . در اينباره در گزارش رسمى مأمورين انگليسى عراق چنين آمده است :
« از مدتى پيش ارتباطهايى ميان علماء بويژه شيخ مهدى خالصى در كاظمين ، ابو الحسن اصفهانى و ميرزا حسين نائينى در نجف برقرار گرديده پيرامون لزوم بيرون دادن فتوايى بر ضد شركت در انتخابات رايزنى مىكنند . . . شيخ مهدى خالصى همواره از صدور چنين فتوائى طرفدارى مىكرده است ولى آن دو مجتهد ديگر كه نامشان در بالا آمد مخالف صدور فتوا بودند . ولى اين مخالفت آنان ديرى نپاييد و روز 8 نوامبر 1922 حاكم شهر كربلا در ضمن تلگرافى آگاهى داد كه ابو الحسن اصفهانى فتواى تحريم شركت در انتخابات را امضاء و ميرزاى نائينى نيز از او پيروى كرده است و . . . فتواى يادشده نزد شيخ مهدى خالصى فرستاده شد . او و سپس بقيهء علماء كاظمين از جمله سيد حسن صدر زير آن فتوا را مهر كردند . . . »
با تحريم انتخابات از طرف روحانيون ، مقامات انگليسى و ملك فيصل تصميم به تبعيد آنان گرفتند و در اين راستا « شيخ محمد خالصىزاده » فرزند « شيخ مهدى خالصى » و « سيد محمد صدر » را از عراق به ايران تبعيد كردند و در ذيقعدهء 1341 « شيخ مهدى خالصى » نيز به حجاز تبعيد گرديد . بدنبال اين رفتار مقامات انگليسى با روحانيون ، سيد ابو الحسن
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 193
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٩٣