تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
گرديده وطن غرقه اندوه و محن واى * اى واى وطن واى خيزيد ، رويد از پى تابوت و كفن واى * اى واى وطن واى از خون جوانان كه شده كشته در اين راه * رنگين طبق ماه خونين شده صحرا و تل و دشت و دمن واى * اى واى وطن واى كو همت و كو غيرت و كو جوش فتوت ؟ * كو جنبش ملت ؟ دردا كه رسيد از دو طرف سيل فتن واى * اى واى وطن واى افسوس كه اسلام شده از همه جانب * پامال اجانب مشروطهء ايران شده تاريخ ز من واى * اى واى وطن واى تنها نه همين گشت وطن ضايع و بدنام * گمنام شد اسلام پژمرده شد اين باغ و گل و سرو و سمن واى * اى واى وطن واى بلبل نبرد نام گل از واهمه هرگز * نرگس شده قرمز سرخند از اين غصه سفيدان چمن واى * اى واى وطن واى بعضى وزرا مسلكشان راهزنى شد * سرّى علنى شد گشته علما غرقه در اين لاى و لجن واى * اى واى وطن واى سوزد جگر از ماتم خلخال خدايا * محشر شده آيا ؟ يك جامه ندارند رعيت به بدن واى * اى واى وطن واى گاهى خبر آرند كه سر عسكر رومى * آمد به ارومى گه استره ويران شده از شاهسون واى * اى واى وطن واى افسوس از اين خاك گهرخيز گهرزا * گرديد مجزا از چار طرف خاك به از مشك ختن واى * اى واى وطن واى كو بلخ و بخارا و چه شد خيوه و كابل ؟ * كو بابل و زابل ؟ شام و حلب و ارمن و عمان عدن واى * اى واى وطن واى يك‌ذره ز ارباب نديده است معيّت * بيچاره رعيت كارش همه فرياد حسين واى حسن واى * اى واى وطن واى اشرف بجز از لالهء غم هيچ نبويد * هر لحظه بگويد : اى واى وطن واى وطن واى وطن واى * اى واى وطن واى