پرستارى او رفتم . من نفهميدم چه نشانهء جنونى در اين مرد بزرگ بود . همان بود كه هميشه بود . مقصود از اين كار چه بود ، اين يكى از بزرگترين معمّاهاى حوادث دوران زندگى ماست .
خبر مرگ او را هم به كسى ندادند . . . اين مرد نزديك هفتاد سال در ميان مردم زيست . . .
گور او نيز از ديدهها پنهانست و كسى نمىداند كجا او را به خاك سپردند . »
اشرف الدّين چند سالى به حال بيمارى و فقر و تنگدستى زيست تا سرانجام در فروردين 1313 خورشيدى ( ذيحجهء 1352 ق ) درگذشت . روزنامهء نسيم شمال پس از فوت او از روز پنجشنبه 10 خرداد 1313 به صاحب امتيازى « ح . حريرچيان » و سردبيرى « محسن الحسنى حريرچيان ساعى » مجددا انتشار يافت . دربارهء اشعار سيد اشرف الدّين مىتوان گفت كه قسمتى از اشعارش اقتباس يا ترجمهء آزادى است از اشعار « ميرزا على اكبر طاهرزاده صابر » شاعر قفقازى ترك زبان و صاحب « هوپهوپنامه » . بهطورىكه « ملكالشعراء بهار » دربارهء سبك سيد اشرف الدّين مىگويد :
سبك اشرف تازه بود و بىبدل * ليك هپهپنامه بودش در بغل
بود شعرش منتحل در اين زمينه « يحيى آرينپور » در جلد دوّم كتاب خود « از صبا تا نيما » مىنويسد :
« هرچند ممكن است بگوييم كه سيد اشرف نمىدانسته است اشعارى كه به امضاهاى مستعار در روزنامهء ملا نصر الدّين چاپ مىشود از صابر است ، اما شرط امانت اين بود كه لااقل يكبار در نسيم شمال اشاره كند كه مضمون اشعار خود را از كدام منبع گرفته است ، چنان كه صابر در يگانه شعرى كه از نسيم شمال ترجمه كرده مأخذ آن را صريحا به دست داده است . بههرحال اين غفلت و تسامح عيب و نقصى براى او شمرده مىشود . به انديشهء من چون هر دو روزنامه غرض سياسى و تبليغاتى واحدى داشتند و مضمون اشعار از روح مردم سرچشمه مىگرفت و از زبان آنان سخن مىگفت ، كوچكترين توجهى به اينكه گوينده كيست نداشتند و تنها به اين خرسند بودند كه زن و مرد و پير و جوان و باسواد و بىسواد آنها را بخوانند و دستبهدست بگردانند . بههرحال اقتباس و استقراض نسيم شمال از صابر اگر از قدر هنرى اين اشعار تا حدى بكاهد ، از قدر خدمت بزرگ گويندهء آنها كه رسانيدن اين مضامين به ايرانيان و كمك به آزادى ايران باشد ، هيچ نخواهد كاست . . . »
در زير نمونهاى از اشعار خوب و اصيل سيد اشرف الدّين آورده مىشود :