او در سال 1319 قمرى همراه پدر خود به تهران آمد و به تدريج مدارج ترقّى را طى كرد . مدتى دادستان بود ، مدتى حاكم گيلان ، زمانى معاون وزارت دادگسترى و زمانى نيز كفيل شهردارى تهران بود .
از حوادث مهمّ زندگانى وى ، مدت حكومت او در گيلان بود . او كه بجاى « تديّن » به گيلان رفته بود ، مأموريت داشت تا از وجاهت ملى خود استفاده كرده و با سران نهضت جنگل به گفتگو بنشيند و صلح و آرامش را در منطقه حاكم گرداند .
هنگامى كه ارتش شوروى خاك گيلان را تحت اشغال درآورد ( 28 ارديبهشت 1299 ) ، دولت ايران از يك طرف به پياده شدن ارتش سرخ در خاك ايران اعتراض نمود و از طرف ديگر با اعزام هيئتى به مسكو به منظور ايجاد روابط دوستانه اقدام كرد . ضمنا شكايتى هم به مجمع ملل تسليم و تشكيل مجمع عمومى را براى رسيدگى به اين تجاوز خواستار شد .
دولت ايران به اشترى دستور داد تا زمان اخذ نتيجه و روشن شدن افق سياست ، با قواى اشغالگر و جنگلىها مماشات نمايد . احمد اشترى نيز به تشكيل جلسات بحث و مشاوره پرداخت و چون محرز شده بود كه جنگلىها دير يا زود به رشت خواهند آمد و زمام
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٨٢