باعث جذابيت حزب مىشد و تا آنجائىكه ظاهرا ديده مىشد ، مسلمان معتقد و مراعى موازين شرعى بود و بههمينجهت با شركت زنان در حزب شديدا مخالفت داشت .
در انتخابات دوره 14 ، حزب توده موجوديت خود را اعلام و اركان اصلى آن هم 53 نفر محكوم و محبوس دوران سلطنت پهلوى بودند كه شاهزاده سليمان ميرزا ( سليمان محسن ) هم با سوابق سياسى مخصوصا ليدرى حزب تندرو « دموكرات » در رأس هيئت اجرايى آن بود ، امّا سليمان ميرزا اسكندرى در 16 دىماه 1322 و پيش از افتتاح مجلس چهاردهم فوت كرد .
م : 1 - يادداشتهاى قزوينى ، ج / 8 : به كوشش ايرج افشار .
2 - طبرى ، احسان . كژراهه .
3 - فخرائى ، ابراهيم . سردار جنگل .
4 - مكى ، حسين . تاريخ بيستساله ايران ، ج / 2 و 3 .
5 - كاتوزيان ، دكتر محمد على ( همايون ) . اقتصاد سياسى ايران .
6 - بهبودى ، سليمان . خاطرات سليمان بهبودى .
7 - باستانى پاريزى ، محمد ابراهيم . تلاش آزادى .
8 - فرخ ، سيد مهدى . خاطرات سياسى فرّخ .
9 - سالنامهء دنيا ، ج / 16 . صاحب امتياز عبد الكريم طباطبايى .
10 - مجلهء آينده دورهء يازدهم . صاحب امتياز ايرج افشار .
اسكندرى ، نصرت اللّه [ امير نصرت ]
امير نصرت ، نصرت اللّه اسكندرى متولد حدود 1268 خورشيدى ، فرزند اسكندر خان فتح السلطان ، كشيكچىباشى محمد عليشاه است . فتح السلطان از خوانين متشخص « آلان » از محال تبريز بود و محمد عليشاه به وى نهايت درجه اعتماد داشت و محرم اسرار شاه بود .
امير نصرت از به دو جوانى وارد خدمت دولت گرديد و در اثر ثبات رأى و مشى ، يكى از اعيان ذىنفوذ تبريز گشت . در دورهء ششم تقنينيه ، با اينكه دولت مىخواست وكلاى بخصوصى را به آذربايجان تحميل كند ، با وجود مخالفت دولت ، به زور خود به نمايندگى مجلس انتخاب شد و به ضرب شست خود ، بالاخره به مجلس راه يافت . چون مخالفت دولت با وى شديد نبود و در مجلس ششم نيز قدمى عليه دولت برنداشت ، در دورههاى بعدى ( 7 و 8