تو اى مرآت نيكوى خدائى * خدا را سوى ما رو كن شتابان
ببين ما را اسير بند كفار * گرفتار شكنج روزگاران
تو موسىوار شمشير خدايى * بكش وانگه بكش فرعون و هامان
تو اى عدل خدا كن دادخواهى * ز جا خيز اى پناه بىپناهان
برون كن ز آستين دست خدا را * به خونخواهى و از خون نياكان
قدم در كربلا بگذار و بستان * سر پرخون ز دست نيزهداران
تو اى دست خدا از شصت قدرت * بكش تير از گلوى شيرخواران
خبر دارى كه از سم ستوران * دگر جسمى نماند از شهسواران
شنيدستى چسان دست خدا را * جدا كردند از تن ساربانان
م : 1 - رازى ، محمد شريف . گنجينه دانشمندان ، ج / 1 .
ارداقى قزوينى ، على اكبر
على اكبر ارداقى قزوينى فرزند « حاج شيخ محمد تقى » در سال 1261 خورشيدى در « ارداق قزوين » به دنيا آمد . در سن 3 سالگى پدرش را از دست داد . در 15 سالگى به « قزوين » و از آنجا به « تهران » آمد . در « تهران » وارد مدرسه « افتتاحيه » گرديده به تحصيل پرداخت .
ارداقى در جريان مشروطه همراه با برادر خود « قاضى ارداقى » در سلك مشروطه خواهان درآمد . پس از بمباران مجلس در واقعه باغشاه گرفتار شد . برادرش « قاضى ارداقى » كشته شد و خودش را به « رشت » تبعيد كردند . در آنجا به علت پخش شبنامه مورد سوءظن واقع شده و به زندان رفت . پس از مدتى او را به خارج ايران تبعيد كردند و به « بادكوبه » و « تركيه » رفت و پس از كشته شدن حاكم « گيلان » ، به ايران بازگشت .
پس از بازگشت به ايران در « تهران » وارد كميته مجازات شد . دختر ارداقى در كتاب « اسرار كميته مجازات » تأليف « جواد تبريزى » در اين زمينه اينگونه مىنويسد :
« براى اينكه به طرز فكر و روحيه او [ ارداقى ] پى ببريم لازم مىداند قسمتى از نامهاى را كه به يكى از نخستوزيران نوشته است ذيلا نقل كند : . . . البتّه مسبوق هستيد كه در كابينه وثوق الدوله آثار شومى براى ايران باقى ماند كه تشكيل پليس جنوب و اشغال قسمتى از خاك ايران وسيله قشون تزارى و توقف آنها در پشت دروازه پايتخت يكى از آثار شوم كابينه مذكور