در پائيز سال 1301 خورشيدى ، ارباب كيخسرو بهمراه تنى چند از رجال دانشمند درجه اوّل ايران ، براى تقويت حسّ ملّى و تجليل از بزرگان علم و ادب ايران و حفظ آثار باستانى و ابنيهء تاريخى جمعيتى بنام « انجمن آثار ملّى » تأسيس كرد . نخستين اقدامى كه انجمن بدان مبادرت كرد ساختن « آرامگاه فردوسى » بود كه براى رسيدن به اين منظور جمعآورى اعانه را از توانگران وطندوست و مدارس تهران آغاز كردند . اعانهها تسليم ارباب كيخسرو خزانهدار انجمن گرديد و وى در ارديبهشت سال 1305 از سوى انجمن به « طوس » اعزام شد تا مدفن « فردوسى » را بطور دقيق مشخص سازد . وى توانست با استفاده از اسناد تاريخى و تحقيقات خود ، محل دقيق قبر « فردوسى » را يافته كه پس از خاكبردارى آثار قبر ظاهر شد .
ارباب كيخسرو شاهرخ جزو كميسيونى بود كه از طرف دولت براى رسيدگى به مسئله جواهراتى كه گفته مىشد « احمد شاه » قاجار با خود برده است تشكيل شد ، كه پس از رسيدگى و تحقيقات معلوم شد كه شاه كوچكترين چيزى از جواهرات سلطنتى را با خود نبرده و اين هياهو براى متزلزل كردن كابينهء « مشير الدوله » بر پا شده است . ارباب كيخسرو همچنين در زمان تشكيل مجلس مؤسسان ( 1304 خ ) از طرف زردشتيان به وكالت رسيد ، و در آن مجلس نيز عضو هيئترئيسه بود .
او در تفكر سياسى خود از انگليس و روسيه ، دو رقيب سرسخت و استعمارگر ايران بشدت بيزار بود و به همين خاطر بسوى « امريكا » كشور متمدن و صنعتى نوپا گرايش پيدا كرده بود و نزديكى به امريكا را بهترين راه براى نفى سياست نه روس و نه انگليس مىدانست .
« مورگان شوستر » امريكائى مستشار ايران دوست در كتاب خود « اختناق ايران » دربارهء وى مىنويسد : « همان روز به شخصى معرفى شدم كه از عزيزترين و بهترين دوستان صميمانه و صادقانه بود كه امريكائيها در مدت توقفشان در ايران پيدا كرده بودند . شخص مذكور ارباب كيخسرو تاجر محترم زرتشتى بود كه در خارجه تحصيل كرده و به ايران مراجعت نموده .
ارباب كيخسرو با دولتيان همدست شده و از طرف زرتشتيان ايران در دورهء دوّم مجلس به سمت وكالت منتخب شده بود . ارباب مزبور نمايندهء زرتشتيان و تاجرى جذاب القلوب و محبوب عامه بود و مهارت تامى در زبان انگليسى داشت از آن تاريخ ببعد در مواقع امتحان و معارك خطرناك هيچ تزلزلى در رأى راسخ و جرأت ثابتش راه نيافت » .
هنگامى كه در سال 1306 خورشيدى رضا شاه خواست دكتر « ميليسپو » را از رياست كل ماليه ايران برداشته و بجاى او هموطن ديگرش « مستر مكاسكى » امريكائى را منصوب
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٢٢