ارباب كيخسرو در ششماهگى از مهر پدرى محروم گرديد . تحصيلات مقدماتى را تحت توجه مادر خود « پيروزه » در دبستان كرمان بپايان رساند و در سن 9 سالگى به تهران آمد و سه سال به ادامه تحصيل پرداخت . سپس به سفارش « مانكجى هاتريا » با برادر كوچكتر خود به « بمبئى » رهسپار شد و در آن ديار به حمايت و سرپرستى « دينشاه » رئيس « انجمن اكابر صاحبان پارسى » به تحصيل پرداخت و پس از اتمام تحصيل در حدود سال 1267 خورشيدى از طرف انجمن اكابر صاحبان پارسى با حقوق ساليانه سيصد روپيه ( حدود نهصد ريال ) به آموزگارى دبستان كرمان منصوب گرديد . مدتى در كرمان دست به اصلاحات فرهنگى زد و سپس از راه « مشهد » و « عشقآباد » بجانب روسيه رفت و تقريبا يك سال و اندى در « ادسا » بسر برد و سپس به تهران آمد و جزو مديران ادارهء « ارباب جمشيد » شد .
در نهضت مشروطه ايران او نيز همانند ساير همكيشان خود فعالانه شركت كرد و پس از پيروزى ، در انتخابات دورهء دوم مجلس ( 1288 خ ) بجاى « ارباب جمشيد » به نمايندگى از طرف همكيشان خود به مجلس راه يافت . و از همان دوره بدليل درستكارى و امانتدارى به مباشرت و كارپردازى مجلس برگزيده شد كه تا پايان زندگى و دورهء دوازدهم ( او جمعا يازده دوره نماينده مجلس بود از دوره دوّم تا دوازدهم ) به همان سمت باقى ماند . در مورد درستكارى وى ، « مدرس » در يكى از جلسات مجلس پشت تريبون چنين گفته بود : « در مجلس شوراى ملى ، فقط يك نفر مسلمان پيدا مىشود آن هم ارباب كيخسرو است » .
در بحبوحهء جنگ جهانى اول و هنگام اشغال ايران از سوى متفقين ، او نيز بهمراه ساير آزادىخواهان مهاجرت آغاز كرد و در قم به نمايندگى از طرف « مستوفى الممالك » با اعضاى كميته « دفاع ملّى » به مذاكره پرداخت و در سال قحطى نيز از طرف دولت مأمور خريد غلّه شد .
هنگام عقد قرارداد 1919 وثوق الدوله با انگلستان ، يكى از منتقدين سرسخت قرارداد ، ارباب كيخسرو بود كه در آن هنگام در امريكا بسر مىبرد و به مجرد رسيدن خبر قرارداد ، او در آنجا بنام يك نفر نماينده مجلس شوراى ملى عليه قرارداد و مفاد آن مقالاتى منتشر كرده و نطقهاى غرايى در مجلس امريكا ايراد نمود و سپس به ايران بازگشت و به محض ورود به تهران ، نمايندگان مجلس را به تشكيل جلسات خصوصى دعوت كرد و سرانجام در جلسهاى كه در منزل وى در خيابان نادرى تشكيل شد ، اصل اعلاميه الغاى آن قرارداد به خط خود او نوشته شده و به امضاى عدهاى از نمايندگان رسيده و شبانه چاپ و صبح روز بعد در تهران منتشر گرديد .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٢١