عارفانه شد به فتح ابواب قلب و با قدم سلوك و رياضات قلبيّه ، حق تعالى با تجليّات فعليّه و اسميّه و ذاتيّه گاهى به نعت كثرت و گاهى به نعمت وحدت در قلوب اصحاب آن تجلَّى كند . و اشاره به اين تجلَّيات در قرآن شريف شده است گاهى صراحتا ، مثل قوله تعالى : فَلَمّا تَجَلَّى رَبُّه لِلْجَبَلِ جَعَلَه دَكَّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقا 7 : 143 . ( 1 ) و گاهى اشارة ، مثل مشاهدات إبراهيم و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه در آيات شريفهء سورهء « انعام » و « النّجم » مذكور است ، و در اخبار و ادعيهء معصومين ( ع ) اشاره به آن بسيار است ، خصوصا در دعاء عظيم الشّأن « سمات » كه منكران را جرأت انكار سند و متن آن نيست و مقبول عامّه و خاصّه و عارف و عامى است . و در آن دعاى شريف مضمونهاى عالى مقام و معارف بسيار است كه شميم آن قلب عارف را بى خود كند و نسيم آن نفخهء الهيّه در جان سالك دمد ، چنانچه فرمايد : و بنور وجهك الَّذى تجلَّيت به للجبل فجعلته دكَّا و خرّ موسى صعقا ، و بمجدك الَّذى ظهر على طور سيناء فكلَّمت به عبدك و رسولك موسى بن عمران عليه السّلام ، و بطلعتك في ساعير و ظهورك في جبل فاران . [ 1 ] بالجمله ، سالك إلى اللَّه بايد به قلب خود در وقت « تسميه » بفهماند كه تمام موجودات ظاهره و باطنه و تمام عوالم غيب و شهادت در تحت تربيت اسماء اللَّه بلكه به ظهور اسماء اللَّه ظاهرند ، و جميع حركات و سكنات او و تمام عالم به قيّوميّت اسم اللَّه الاعظم است ، پس ، محامد او از براى حق و عبادت و اطاعت و توحيد و اخلاص او همه به قيّوميّت اسم اللَّه است . و چون اين مقام و لطيفهء الهيّه در قلب او محكم و مستقر شد به واسطهء تذكر شديد كه
آداب نماز ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٤٣
هامش
( 1 ) - « پس چون پروردگار او بر كوه تجلَّى كرد آن را از هم فرو پاشيد و موسى مدهوش بيفتاد » . . ( اعراف - 143 ) .
[ 1 ] - « قسم به نور وجه تو كه بدان به كوه تجلَّى كردى و آن را متلاشى نمودى و موسى مدهوش بيفتاد ، و سوگند به مجد و عظمت تو كه بر طور سينا نمايان گشت و با آن با بنده و رسولت موسى بن عمران عليه السلام سخن گفتى ، و سوگند به طلوع تو در ساعير و ظهورت در كوه فاران . . . » . از دعاى « سمات » . مصباح المتهجّد ، ص 376 .