تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
به منظور استفاده از اساتيد شعر و ادب به انجمن‌هاى ادبى راه يافت و از استادانى چون ميرزا عباس شيدا ، صغير ، بصير ، شكيب ، متين و نوا كسب فيض كرد و در سال 1329 مجموعه‌اى از اشعارش به نام « اين لحظه‌ها . . . » طبع و نشر شد .

زيور

اگر گل شوم پرپرم مىكنند * اگر خار خاكسترم مىكنند من افسانهء صبح بيدارىام * كجا خفتگان باورم مىكنند به صحراىِ ناكامى آن لاله‌ام * كه با داغِ خود زيورم مىكنند گرفتاريم از گران‌مايگيست * كه در رشته چون گوهرم مىكنند به غمنامهء عمر آن مصرعم * كه سرلوحهء دفترم مىكنند

گفت‌وشنود

هنوزم بودهائى در نبود است * در اين خشكى هزاران رود رود است سكوتم مىرسد هردم به فرياد * نگهدارِ فرازِ من فرود است زبانِ شعله خاموش است امّا * فغانِ شمع در رگهاىِ رود است لباسى ساز كردم بر تنِ دل * كه تارش نغمه و پودش سرود است زبان و گوشِ عشق از هم جدا نيست * شنودش گفت او هم شنود است به تن كن رخت عريانى چو خورشيد * كه نورِ زرد و سرخش تاروپود است به جان و دل بخر درد و غمِ عشق * كه اين سودا زبانش عين سود است سرود زنده‌ام آبِ حيات است * كه بر تن‌ها روان چون زنده رود است

نقّاش

به باغ رفتم و نقّاشِ ماهرى ديدم * كه روىِ برگِ گلى نقشِ صد هزار كشيد بگفتمش كه بكش نقش آبشارى را * به گريه چشمِ يتيمانِ اشكبار كشيد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 77 | سيد محمد باقر برقعى