كار حجّت حفظ دين است و امور مسلمين * مانعى همچون يزيد فاسق خونخوار داشت
شاه دين بگذشت از جان جوانان و كسان * دوست از خود شاد كرد و دشمنان را خوار داشت
درس آزادى به عالم داد با حُسن عمل * غمخور از همزيستى با لاشهخواران عار داشت
شعر حافظ ديدم از هر بيت درها باز شد * هر درى بر يك جهانى ، شهرها بسيار داشت
كشف سازم گنج مخفى را به دقّت كن نظر * جملههاى مختلف را يك عدد معيار داشت
« بلبلى برگ گلى » شد سيصد و پنجاه و شش * « با جلاى و با لواى كربلا » گفتار داشت
با « بكا » شد سيصد و هفتاد و نه گردد عطش * بنگرى « از اشك كودك » سوز دل اظهار داشت
نقض عهد كوفيان و قتل مسلم شد سبب * خامس آل عبا هفتاد و دو انصار داشت
يكبهيك اصحاب شاه دين شهيد و در خيام * اصغر ششماهه ماند و عابد بيمار داشت
داد اصغر گلپر خوشرنگ را بر نوك تير * با حساب ابجدى دانى چه « در منقار داشت »
« ناله و فرياد » او شد سيصد و هشتاد و يك * « با اسير بانوان » اين منطبق اسرار داشت
خطبههاى زينب و سجّاد و اسرار اسير * نطق آتشبار ، شعله بر دل كفّار داشت
جمع تفسيرات و مصرع خودبهخود تعديل بود * دو هزار و چهارصد ، با شانزده آمار داشت
ديدمى از كربلا وز آن عطش طفل و اسير * معجزى شد آشكارا قابل تذكار داشت
معجزش گر خواستى بر مصرع آتى نگر * لمعهلمعه در زمين نينوا انوار داشت
« مذهب اسلام احيا گشت از خون حسين » * بين كرامت را كه با نصّ خبر اشعار داشت
جلوهء معشوق فضل لايزال منعم است * ( رزق رحمى ) مركز آمد خلق را پرگار داشت
روح حافظ ز ابتكار اين تفاسير بديع * شاد گشت از شعر نغزش كاينچنين چنين آثار داشت
گر به تعديلات و جمع و بر نتيجه بنگرى * دانى اين نبود ز من روح القدس همكار داشت
مولوديّه در مدح حضرت حسين عليه السّلام
« شيعهء با معرفت ! سوّم شعبان رسيد * ز قلزم مغفرت ، گوهر غلتان رسيد »
*
ز روى جود و عطا ، نعمت بىانتها * ز مخزن كبريا ، از ره احسان رسيد