تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
هدايتى در سال 1370 دربارهء اوزان عروضى به مطالعه و تمرين پرداخت و موفّقيّت‌هايى نصيبش شد و از انواع شعر قالب غزل را برگزيد و در اين رهگذر از راهنمايىهاى شيداى كاشانى ، رئيس انجمن ادبى كليم ، بهره‌مند گرديد . نخستين مجموعهء غزليّات او به نام « تصوير سبز » در سال 1375 طبع و نشر شد .

آن روزها

آن روزها در كوچهء ما دورگردى جار مىزد * محزون و سرد و ناشكيبا دوره‌گردى جار مىزد در غربت آن كوچه‌هاى تنگ و تار و پيچ‌درپيچ * آزرده و غمگين و تنها دوره‌گردى جار مىزد فرياد مىزد : آى مردم ! سيب دارم ، سيب دارم * آن روزها اين را چه زيبا دوره‌گردى جار مىزد با رنگ زرد و خاطرى افسرده و پردرد و خسته * با سوز دل از آن طرف‌ها دوره‌گردى جار مىزد در وهم تودرتوى شعر و داستان‌هاى سياهش * در جُست‌وجوى نان و خرما دوره‌گردى جار مىزد آن‌سوى كوچه راحت‌انديشان همه در خواب بودند * آنجا به آهنگ مدارا دوره‌گردى جار مىزد بغض غريبى در ميان ابرهاى تيره‌دل بود * در كوچه‌هاى سرد ، امّا ، دوره‌گردى جار مىزد با چشم اشك‌آلود برمىگشت سوى كلبهء خويش * زخمىترينِ شعرها را دوره‌گردى جار مىزد از اين تلاش سخت ، سهم چيست غير از آه و آتش * اين حرف‌ها را بىمحابا دوره‌گردى جار مىزد در كوره‌راه بىسرانجامى مشوّش ايستاده‌ست * شوق رهايى را در آنجا دوره‌گردى جار مىزد آبىترينِ روزهاى روشن او رفته بودند * در آرزوى صبح فردا دوره‌گردى جار مىزد

شهر پرآشوب

باغ احساسش فضايى ساده داشت * شعرهايش واژه‌هايى ساده داشت با شقايق‌هاى عاشق دوست بود * زخم‌هايش ماجرايى ساده داشت كوچه‌هاى بىكسى را مىشناخت * آن‌طرف‌ترها سرايى ساده داشت با هجوم صاعقه بغضش شكست * بعد از آن حالت صدايى ساده داشت عمق جانش درد را احساس كرد * در ديار درد جايى ساده داشت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 689 | سيد محمد باقر برقعى