بوده است . افزون بر آنها وى شصت و هفت جلد قرآن با خطهاى گوناگون نوشته كه هريك شاهكارى در هنر خوشنويسى است .
وصال به عرفان تمايل داشت و به ميرزا سكوت ارادت مىورزيد . وى در سالهاى آخر عمر بينايى خود را بر سر خوشنويسى گذاشت و پس از معالجه و باز شدن ديد چشم ، دوباره به خوشنويسى پرداخت كه مجدّدا و براى هميشه نابينا گرديد . »
دكتر حميدى شيرازى در ضمن بررسى « شعر در عصر قاجار » دربارهء وصال چنين مىنويسد : « به اعتقاد نگارنده ، چيزى كه پس از مطالعهء مجموع آثار وصال بر متتبّعين مسلّم و محرز مىگردد ، اين است كه وى مجموعهء تقريبا كاملى از معلومات و فضائل عصر و محيط خويش است ، كه با آنكه در حسن خطّ ، قلم بطلان بر صحيفهء خطّاطان كشيده ، در كار شاعرى از برخى از اقران عقب افتاده ؛ و با آنكه قصايد او غالبا در اوزان و قوافى دلنشين و مطبوع است ، نمىشود آنها را قصايدى بىعيب و بىمانند و عالى شمرد ؛ زيرا علاوه بر ثقالت ، پيچيدگى و ابهامى كه در بعضى از آنهاست ، عجز او را از بيان مقاصد آشكار مىكند . . .
وصال به قول تذكرهنويسان سى هزار بيت شعر گفته . قسمتى از اين اشعار قصايد اوست كه بيشتر آنها در مدح و ثناى اين و آن است و مقدارى از آنها در منقبت اولياء و انبياء ، و پارهاى از آنها وقف بر افكار فلسفى و عرفانى . اين قصايد كه گاهگاه خالى از تعقيد و ابهام نيست . . . قسمت ديگر از اين سى هزار بيت شعر غزلهاى اوست كه به سه دفتر تقسيم مىگردد : دفتر اوّل ، غزلهايى كه سبك سعدى گفته ؛ دفتر دوم ، غزلهايى كه به پيروى از حافظ سروده ؛ دفتر سوم ، غزلهايى كه به پندار خود ، وى مبتكر آنهاست . . . قسمت ديگر از اشعار او مثنوىهاى اوست كه يكى بزم وصال است و ديگر خسرو و شيرين ؛ مثنوى اوّل را به سبك فردوسى و مثنوى دوم را به شيوهء وحشى گفته . . . »
از وصال غير از ديوان شعر ، كتابى در حكمت و كلام ( نظم و نثر ) ، كتابى در گفتار
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 635
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٦٣٥