تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
چه باك از فتنه‌هاى فتنه‌پرداز * چو ما هم قصّه باشيم و هم‌آواز جهاد حقّ عليه كفر كور است * بسيج سينه‌هاى پر ز شور است خداى است اينكه مىگويد به پا خيز * شرر در جان اين ننگ‌آوران ريز به مقصد تا برم بار گران را * به نام دوست خواهم باخت جان را

مهمان خدا

از عرش نداى « ربّنا » مىآيد * آواى خوشِ خداخدا مىآيد فرياد كه وا كنيد درهاى بهشت * مهمان خدا ز كربلا مىآيد

رسم عاشقى

اينان كه به رسم عاشقى سوخته‌اند * آيين وفا نزد كه آموخته‌اند ؟ بر خرمن آتش زده چون ابراهيم * نمرود و بساط كفر او سوخته‌اند

سوزيم

سوزيم كه رسم عاشقى سوختن است * با كفر و نفاق جنگ آموختن است بر سنّت جاهليّت آتش زدن است * بر گفتن راز سينه لب دوختن است

ظفر

بانگ جرس آمد كه سفر نزديك است * هنگام خوش خوف و خطر نزديك است خون مىطلبد عشق ز مردان شرف * بايد بشتابيم ، ظفر نزديك است

پاسدار حرمت‌ها

آن لاله كه در باغ ولا پرپر شد * آن كاو بدنش زخمى صد خنجر شد گفتند كه پاسدار حرمت‌ها بود * پروانه‌صفت سوخته ، خاكستر شد