تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
مىآيد آرام از ميان جنگل انديشه بيرون * با عطر گرم برگ‌هاى سبز وحشى
*
وقتى كه از دور * مىبينمش با دامنى پرميوه ، دستى پرشكوفه مىگويم : « آرى اوست - آرى * اين اوست . . . » امّا
*
وقتى كه مهمان مىشود در كلبهء اوراق من باز * بر خويش مىخندم : « باز او نيامد ، هى ! * گويا دوباره آغاز بايد كرد فصل انتظار * شعرى كه بايد عاقبت روزى بيايد . »

واله