تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
عجب « نقّاش » را مبهوت و شيدا * عجب مسحور دلبر كردى اى عشق

عصارهء نور

انوار خدا ! عصارهء نور ! بتاب * اى صبح سپيد شام ديجور ! بتاب با مقدم خود زمانه را روشن كن * خورشيد هزارساله مستور ! بتاب

آيت عدل

اى عطر گل ! اى صفاى گلزار ! بيا * اى آيت عدل و داد و دادار ! بيا صد خار نشسته در دل خستهء ما * اى گل به ميان اين همه خار ! بيا

شرمنده

شرمنده‌ام از دلم ، عذابش دادم * يك‌عمر درون تابه تابش دادم از شيرهء جان خود نمودم سيرش * وز چشمهء چشم خويش آبش دادم