تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦

در رثاى فاطمه زهرا عليها السّلام

باز شد شهر مدينه ز غم دخت رسول * همه جا ماتم و افسرده و حيران و ملول همه جا پرغم و اندوه ز مرگ زهرا * سوگوارى ز مساجد و تكايا بر پا هركه بينم ، ز غم فاطمه بس گريان است * زين مصيبت دل هر پير و جوان بريان است روح زهرا به‌سوى عرش چو پرواز نمود * آسمان درب تكامل به رويش باز نمود زينب آن شيرزن كرب‌وبلا در تب‌وتاب * مرگ مادر ز حسين و ز حسن برده حساب چون‌كه مولا جسد فاطمه در قبر نهاد * پهلوى فاطمه چون ديد ، سيه زد فرياد گفت : رحمت به تو اى فاطمه اى بنت رسول * اين همه رنج و تعب نزد خدا هست قبول محسنت سقط شد و بر همه كردى پنهان * هيچ نشناخت تو را غير خداوند جهان به فداى دل پرخون تو زهراى بتول * جان مولا علىّ اين مرثيه فرماى قبول همسر خود علىّ ، افضل بانوى جهان * ركن اسلام و نخستين زن اعلاى زنان ابر ماتم به سر اهل مدينه پر زد * غم و اندوه شرر بر مه و بر اختر زد گر بود نام تو در خانه‌اى ، اى نور خدا * مايهء خير و كرم هست ز اين خانه به پا فاطمه اسوهء تقوا و صفاى اسلام * به حسين و به حسن مادر و بانوى امام بعد تو خانه‌نشين گشت علىّ نور خدا * كرد آن عهد و وصاياى تو مردانه وفا دخترت ، زينب كبرى ، ز شب عاشورا * داد پيغام تو بر شاه شهيد دو سرا بوسه زد زير گلوى پسر شير خدا * زينب آورد وصاياى تو جانانه به‌جا چون‌كه مردان حسين جمله نمودند شهيد * نوبت حفظ زن و بچه به زينب برسيد اى « مهاجر » بده سوگند به حقّ زهرا * كه ببخشند گناه همگى در دو سرا بار الها ! به حق خطبهء آن دخت علىّ * ده شفايى به مريضان وفادار علىّ اى « مهاجر » بده سوگند به زهراى بتول * تا عزادارى اين جمع نمايند قبول