در رثاى فاطمه زهرا عليها السّلام
باز شد شهر مدينه ز غم دخت رسول * همه جا ماتم و افسرده و حيران و ملول
همه جا پرغم و اندوه ز مرگ زهرا * سوگوارى ز مساجد و تكايا بر پا
هركه بينم ، ز غم فاطمه بس گريان است * زين مصيبت دل هر پير و جوان بريان است
روح زهرا بهسوى عرش چو پرواز نمود * آسمان درب تكامل به رويش باز نمود
زينب آن شيرزن كربوبلا در تبوتاب * مرگ مادر ز حسين و ز حسن برده حساب
چونكه مولا جسد فاطمه در قبر نهاد * پهلوى فاطمه چون ديد ، سيه زد فرياد
گفت : رحمت به تو اى فاطمه اى بنت رسول * اين همه رنج و تعب نزد خدا هست قبول
محسنت سقط شد و بر همه كردى پنهان * هيچ نشناخت تو را غير خداوند جهان
به فداى دل پرخون تو زهراى بتول * جان مولا علىّ اين مرثيه فرماى قبول
همسر خود علىّ ، افضل بانوى جهان * ركن اسلام و نخستين زن اعلاى زنان
ابر ماتم به سر اهل مدينه پر زد * غم و اندوه شرر بر مه و بر اختر زد
گر بود نام تو در خانهاى ، اى نور خدا * مايهء خير و كرم هست ز اين خانه به پا
فاطمه اسوهء تقوا و صفاى اسلام * به حسين و به حسن مادر و بانوى امام
بعد تو خانهنشين گشت علىّ نور خدا * كرد آن عهد و وصاياى تو مردانه وفا
دخترت ، زينب كبرى ، ز شب عاشورا * داد پيغام تو بر شاه شهيد دو سرا
بوسه زد زير گلوى پسر شير خدا * زينب آورد وصاياى تو جانانه بهجا
چونكه مردان حسين جمله نمودند شهيد * نوبت حفظ زن و بچه به زينب برسيد
اى « مهاجر » بده سوگند به حقّ زهرا * كه ببخشند گناه همگى در دو سرا
بار الها ! به حق خطبهء آن دخت علىّ * ده شفايى به مريضان وفادار علىّ
اى « مهاجر » بده سوگند به زهراى بتول * تا عزادارى اين جمع نمايند قبول