تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨

ثانيه‌ها

رفته‌ست دلم صبور با ثانيه‌ها * گريد به شكوه و شور با ثانيه‌ها اين‌ها همه لحظه‌هاى امّيد من‌اند * رفتند غمين به گور با ثانيه‌ها

بخت

مىگفت كسى : چرا زنم افسرده‌ست ؟ * گل‌چهرهء دخترم چرا پژمرده‌ست ؟ در دست ترك‌خوردهء من چيزى نيست * همسايه مگر بخت مرا هم برده‌ست ؟ !

همراز

دلى همراه خود مىآرم امروز * شكسته بغض من ، مىبارم امروز براى اينكه همرازى بيابم * گُلى در باغچه مىكارم امروز

حرمت عشق

در خاك دلم بذر وفا كاشته‌ام * در سينه به‌جز عاطفه نگذاشته‌ام سوگند به پاكى و محبّت كه هنوز * من حرمت عشق را نگه داشته‌ام

اميد

رها كن ، شكّ و ترديد را * بيا و ببين در من امّيد را ببين آرزومند ديدار تو * گره مىزند سبزهء عيد را

حرم دل‌بسته‌ام

قفل محبّت ، * به ضريح دل تو ، و نشسته‌ست دلم گوشهء صحن حرم ، با تب‌وتاب * بر سر قفل نياز ،