تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
*
مىرسد باز به همراه نسيم * بوى موسيقى قوهاى سپيد مىتوان توى نگاه تو و آب * موج موسيقى قوها را ديد
*
ناگهان قايقت آهسته و نرم * بازمىماند بر پهنهء آب تور شفّاف تو يك‌بار دگر * مىخزد در دل دريا ، به شتاب
*
دست‌هاى تو ولى مىلرزند * لب قايق ، كمرت خم شده است مىچكد آب از انگشتانت * مىكشد باد به موهايت دست
*
موج در گوش تو مىخواند نرم * كاش دريا به خودش آيد باز تور تو پُر شود از ماهىها * و تو لبريز شوى از آواز

مثل باران

كاش مىشد مثل باران مىشديم * مهربان و تازه و بىادّعا نرم با آوازهاى شاد خود * رقص مىكرديم روى سبزه‌ها
*
كوچه‌ها و بام‌ها پر مىشدند * از صداى پايكوبىهايمان سبزه مىروييد در هر باغچه * از طراوت‌هاى جاى پايمان
*
پنجره‌هاى غبارآلود را * بوسه مىداديم و مىشستيم زود از صداى شُرشُر آوازمان * ناودان‌ها كاشكى لبريز بود
*
كاش مىشد كينه‌اى در ما نبود * بانشاط و پاك و خندان مىشديم