در انتظار طايفهء سبز بودنم * در انتظار رويش ميناى زندگى
در زندگى تمام غزلها سراب بود * شعرى نماند در دل شيداى زندگى
تو تاكنون تراوش يك اشك ديدهاى ؟ * كه پُر كند سراسر درياى زندگى
شب تا سحر ميان نقابى ز فاصله * من بودم و تفكّر فرداى زندگى
آن دوردست كوچهء آلالههاى سرخ * يك كودك آمده به تماشاى زندگى
پس زندگى چه بود جز آهنگ يكنفس * موسيقى تبسّم و غوغاى زندگى
اى كاش مىشد از گل آلاله كلبه ساخت * در آن نشست و رفت به دنياى زندگى
مفهوم زندگى نه بهمعناى بودن است * در يك گل است لذّت معناى زندگى
يك جرعه عشق با كمى از شهد عاطفه * اين است راز سبز مداواى زندگى
گلدان لالههاى شفق خشك شد ز غم * در انتظار ياس شكوفاى زندگى
من ماندم و كبوتر و يك باغ آرزو * در جستوجوى لذّت و گرماى زندگى
يعنى كجاست آن سر دنياى آرزو * كم كن ز شرح حال درازاى زندگى
پاييز و بچهها
مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق * با عطر و ياد و خاطرههايش چه ديدنىست
آهنگ پاك زمزمهء عشقهاى ناز * از لابهلاى وسعت سبزش شنيدنيست
* * *
مهر آمد و تبسّمى از جنس نوبهار * روى لبان پاك و لطيف بنفشههاست
گلبوتههاى شادى و شور و نشاط و عشق * دستهگليست آبى و در دست بچههاست
* * *
مهر آمد و طلوع نجيب و بهارىاش * در جاىجاى دفتر دل سبز و ماندنيست
شعر بلند خاطرههاى بهار شوق * در روزهاى آبى و بىكينه خواندنيست
* * *
مهر آمد و نويد شكفتن و يك حضور * دلها همه به پاكى برگ شقايق است