تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠

چه سود

در لطف و جمال لاله‌زارى ، آرى * در حسن و كمال شاهكارى ، آرى تو ابر سخا و كرمى ، ليك چه سود * بر تشنهء همچو من نبارى ، آرى

دعاى مادر

گر كه دست من نه بگرفتى دعاى مادرم * من كجا و اين ره پرپيچ پرپيچ‌وتاب زندگى ور پدر از من نه راضى بود در ايّام عمر * مضمحل مىگشتم از رنج و عذاب زندگى

باب يا مام

هست از براى طفل عذاب بسى اليم * در حالت ستيز ببيند چو باب و مام زيراكه او نداند در وقتى اين‌چنين * حقّ با كه است و گيرد او جانب كدام ؟ !

ميخ وعظ

دلها چنان گرفته قساوت كه ميخ وعظ * كوبى فرو ، هرآنچه در آن‌ها ، نمىرود اين آدمى خريست كه در باغ معرفت * از در درون به سعى تو اصلا نمىرود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 780 | سيد محمد باقر برقعى