ايرانى
من ايرانىام ، هست ايران سرايم * به نام عزيزش غم از دل زدايم
پدر در پدر هست اسلام دينم * محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسولم ، خدايش خدايم
ز آيات قرآن كه محكم كتاب است * بجويم در آلامِ روحى شفايم
علىّ شاهِ مردان ولىّ است بر من * كه بر اوست در كارها اتّكايم
امامان اثنى عشر در جهانند * يكايك پس از يكدگر پيشوايم
به فردوس و دوزخ بود اعتقادم * به عدل الهيست خوف و رجايم
مسلمانم ، امّا وطندوست هستم * كه مام وطن هست فرّ همايم
چو يزدانپرستم ، وطن كى پرستم * ولى هست ايران گرامى برايم
من ايرانىام ، بس همين افتخارم * سر خود سزد گر به گردون بسايم
طبيعيست بر زادگه چونكه پيوند * نيارست گفتن كز ايران جدايم
به پاكان و نيكان عالم قسم باد * كه اندر همه حال ميهن ستايم
به اهل وطن لاجرم مهربانم * به فرياد گويم كه : ملّتگرايم
به اين مرز فرخنده چون عشق ورزم * زنم دم به معشوق خود از وفايم
بود وقف اين ملك يكسر وجودم * كه مشغول ميهن بود فكر و رايم
از اين رسم و راهى كه بگزيدهام من * نلرزيده دستم ، نلغزيده پايم
برم داورى گر به هر دادگاهى * پذيرند ، چون حقّ بود ادّعايم
مخوان گفتهام ژاژخايى و ياوه * سخن ، راست گويم ، ز عهده برآيم
من ايرانىام ، از نژاد فريدون * پدر پور زالم ، نريمان نيايم
به پاكىِ گوهر مرا نيست ترديد * ز نسل دليران كشورگشايم
و ليكن كنون غير ايران نخواهم * كه چشم طمع نيست بر هيچ جايم
« مصدّق » جوانمرد آزادانديش * دهد رهنمودم ، شود رهنمايم
به آزادىِ فكر چون مىنهم ارج * جگر خسته اكنون ز تير جفايم