صُب تا شوم مُنگه ا جُون همديگه سر هيچى ندين * وا تى مقراض زبون ، همزاتيليش هم نكنيم « 1 »
تَش تو قبرش بيا دَر ، او كِ مىپاشه تخم نفاق * ما كه وا هَمدِ كاكويم ، آخون و خيش هم نكنيم « 2 »
اى مىخوين اهل زَمون خنده ا ريشمو نكنن * ايقَدَر پوى سر هم خنده ا ريش هم نكنيم « 3 »
همه برگ ساقِ درختيم ، تو يَه خاكن زيشُمو * ايقَدَر خار شماتت ا لُو چيش هم نكنيم « 4 »
مِثِ كُه يكّى باشيم تا دمِ كُهشُورِ نريم * شون ا شون هَمدِ بيديم ، پخش و پيليش هم نكنيم « 5 »
بالو و دُومَن و جابى يَه وجب خاك خداست * چيش و همچيشى ا قوم و دون و خويش هم نكنيم « 6 »
هيشكه غم ما نداره ، خودِمُو غم هم نخوريم * تو يَه كوزهى مىزنيم چنگ نكنيم « 7 »
هامش
( 1 ) - از صبح تا شب سر هيچ و پوچ به يكديگر غرّولند نكنيم - و با اين قيچى زبان ، يكديگر را خرد و ريز نكنيم .
( 2 ) - آنكه تخم نفاق مىپاشد ، آتش از قبرش بيرون بيايد - ما كه با همديگر برادر هستيم ، يكديگر را خرد و ريز نكنيم .
( 3 ) - اگر مىخواهيد اين زمانه به ريشمان نخندند - بايستى اينقدر به ريش يكديگر نخنديم .
( 4 ) - همه برگ يك درخت هستيم و ريشهمان هم در يك خاك فرورفته است - اينقدر خاك شماتت در چشم يكديگر فرونبريم .
( 5 ) - همهمان بايستى مثل كوه مقاوم و استوار باشيم تا سيلاب ما را نبرد - شانه به شانه هم بدهيم و باهم باشيم و همديگر را پخش و پره نكنيم .
( 6 ) - محلهء بالايى و محلهء پايينى و جهابى همه و همه يك وجب خاك خداست - با قومدان و خويشاوندان چشموهمچشمى نكنيم .
( 7 ) - كسى غم ما را نمىخورد ، بهتر است خودمان غمخوار يكديگر باشيم - ما همه مانند مرغ و خروس در يك ظرف سفالين آب مىخوريم ، همديگر را از خود نبايد دور كنيم .