صفاى دل بطلب از نگار « عيسى » دم * كه سيل رحمت او در ره طلب جاريست
مناسبت ميلاد فاطمهء زهرا عليها السّلام يا زهرا !
اى فاطمه ! اى نور دو چشمان پيامبر * اى از همه زنهاى جهان عالى و برتر
چون نور حقيقت همه پاكى و زلالى * اى گوهر رخشندهء دردانهء اطهر
از پاكى و تقوا شده برتر ز ملائك * نازل شده از بهر تو هم سورهء كوثر
شأن تو همين بس كه به هنگام ولادت * شد قابلهات آسيه و مريم و هاجر
شد پير دگر مادر گيتى و نزايد * ديگر ننهد پا به جهان مثل تو دختر
بر اهل جهان قدر علىّ فاش نگرديد * تا از طرف حقّ ، تو شدى همسر حيدر
همسان تو هرگز ننهد پاى به عالم * مانند تو ديگر نكند رخنه به باور
اين چرخ فلك چون تو يكى داشت كه گويى * درياى جهان داشت همين دانهء گوهر
اى فاطمه ! امّيد همه اهل جهانى * اى شافع و اى رحمت حقّ در صف محشر
از بود تو اسلام چنين گشته جهانگير * از بطن تو شد عرصهء اين خاك منوّر
آمد دو حَسَن از تو پديدار و حسينى * ديگر سه محمّد ، سه علىّ ، موسى و جعفر
آنكس كه نبندد به تو امّيد شفاعت * محروم شود عاقبت از رحمت داور
هر زن كه شناسد به جهان شوكت زهرا * نزد همه يابد شرف و عزّت مادر
گفتى سخن از فاطمه « عيسى » نفست گرم ! * در اين غزل نغز ، كه شد زينت دفتر
راه چاره
ميان ميكده هر شب ستاره مىبارد * ز جام بادهء گلگون شراره مىبارد
به بزم خلوتيان از وجود ساقى و مى * سماع ديده و دل آشكاره مىبارد
كنار پنجرهى باغ دلگشاى اميد * ز چشم اهل محبّت نظاره مىبارد
تو رمز عشق و محبّت نخواندهاى ، ور نه * ز تيغ ابروى ساقى اشاره مىبارد