باز بوى بهار مىآيد * بوى گيسوى يار مىآيد
سايهاى در غبار مىآيد * بوى آن تكسوار مىآيد
* * *
از دل شب عبور خواهد كرد * خاك را ناصبور خواهد كرد
شهر را غرق نور خواهد كرد * عشق روزى ظهور خواهد كرد
* * *
برق شبسوز بين سلاحش را * حكم خون ستم مباحش را
بانگ « حَىِّ عَلَى الفَلاح » اش را * آتش نعل ذوالجناحش را
* * *
اى همه در هوس به خود مشغول * « كُلُّكُم راع كُلُّكُم مَسئول »
عشق ماندهست از شما مسلول * « اينَها طالِبُ دَمِ المَقتُول »
* * *
او و هركس كه هست يارش نيز * تيغ خونريز ذوالفقارش نيز
مركب آسمان غبارش نيز * سيصد و سيزده سوارش نيز
* * *
مىرسد تا كسى ستم نكند * كفر و اسلام را به هم نكند
حمله بر عصمت حرم نكند * سرّ خورشيد را علم نكند
* * *
مىرسد خواب جيفه را گيرد * دست اهل صحيفه را گيرد
تا مهار خليفه را گيرد * انتقام سقيفه را گيرد
* * *
مىرسد تا ستم تقيّه كند * و علىّ عليه السّلام نقل شقشقيّه كند
ذو العطا دست بر عطيّه كند * مصطفى صلّى اللّه عليه و آله عزم بر سريّه كند