دين خدا را تو حامى استى و ياور * پادشه ملك جانى ، اى شه با فرّ
بر سر سلطان كائنات تويى تاج * دوش مه چارده چو گشت نمايان
مژده بداد از تولّد شه خوبان * جلوه كند حضرتش به نيمهء شعبان
حجّت حقّ پشتيبان مذهب و قرآن * قائم آل محمّد ، آن مه معراج
ماه دوهفته ز زير پرده عيان شد * دامن نرجس ز مولدش چو جنان شد
مادر پير فلك دوباره جوان شد * نيمهء شعبان به صبح مشكفشان شد
ز آن شه والاتبار منجى و منهاج * اى ولى عصر ! اى امام مظفّر !
منتظران را ز راه لطف تو بنگر ! * حاجت ما را به پيشگاه خدا بر !
دست توسّل برآوريم بر اين در * اى كه سخاى تو همچو قلزم موّاج
حجّت حقّ ، پيشوا امام تويى تو * مهر فروزان ، مه تمام تويى تو
نور خدا ، رهبر انام تويى تو * حامى دين ، ماحىِ ظَلام تويى تو
عالم هستى به پيشگاه تو محتاج
هواى كوى تو
امشب هواى كوى تو از سر نمىرود * وز دل خيال روى توام در نمىرود
صيدى كه دست دام محبّت شود مدام * ز آنجا به هيچ جانب ديگر نمىرود
در پيشگاه لطف تو اى مايهء سرور ! * هركس كه آمدهست ، مكدّر نمىرود
پروردهء نوال ، خداوند ذو الكرم * نبود عجب ز بارگهاش گر نمىرود
شيرين بود وصال پس از روزگار هجر * در روز كس پى مه و اختر نمىرود
آن دم كه بود زلف تو آرد نسيم صبح * دل در هواى مشك معطّر نمىرود
پيروزى و شكيب دو محبوب و همرهاند * آن را كه صبر نيست ، مظفّر نمىرود
مِهرت به دل نشست و به جسمم سرشته شد * يادت هميشگيست ، ز خاطر نمىرود