مهر مادر
مادر ، اى مادرِ جانپرورِ من ! * مادر ، اى مايهء عزّ و فرِ من !
مادر ، اى اختر تابان اميد * مهربانتر ز تو دلسوز كه ديد ؟
مصدر صدق و صفا هستى تو * مظهر مهر و وفا هستى تو
تا كه جان باشد و آيد تا دم * زحماتت نرود از يادم
جز تو اين كار كه كردهست پسند ؟ * كه كند جان به فداى فرزند ؟
دوست مىدارمت اى مام عزيز ! * بِشُدت بهر من ايّام ، عزيز
گفت پيغمبر عالىمقدار : * زير پاى تو جنان است قرار
تا كه جان باشدم اندر پيكر * هستم آمادهء امر مادر
در مدح مولا على عليه السّلام
اى باب شهر علم نبىّ ، ختم انبيا * وى آيت گزيدهء منظور « انّما »
اى قائل سلونى بر مسند علوم * جز تو كه راست زهره بر اين پايه ادّعا ؟
علم الكتاب شد به كمال تو معرفت * فصل الخطاب گشته به حكمت تو را سزا
آيينهء تمامنماى محمّدى ! * يعسوب دين تو هستى و هم جان مصطفى
شايستهء مقام رفيع ولايتى ! * حقّ با تو باشد و تو ز حقّ نيستى جدا
بعد از نبىّ ، وصىّ بلافصل او تويى * اين مرتبت به غير تو نبود كسى روا
آن پيشوا و قائد عزّ المحجّلين * مجموعهء فضائل و ، سردار اتقيا
مقصود آفرينش و ايجاد كائنات * مولا علىّ ، امام به حقّ ، شاه اوليا
اين افتخار بس ، كه تو مولود كعبهاى * ذات مطهّرت ، سبب رحمت خدا
درياى علم و حكمت و فضل تو بىكران * بر صاحبان عقل و كمال تو مقتدا
بر دوش مصطفى به ادب پا نهادهاى * تا بت كَنى ز كعبه و ديوار آن بنا
با مهر تو عبادت ناحقّ كند قبول * هر طاعتى بدون ولايت بود هبا
قدرت ز انبياء سلف برتر و فزون * استاد جبرئيلى و او را تو رهنما