1350 مربوط به حضرت على عليه السّلام چاپ و نشر شده است و نيز مجموعههائى از دوبيتى و رباعى هركدام در پانصد بيت و همچنين 110 غزل از صائب و 110 غزل از سعدى و 110 غزل از حافظ استقبال كرده كه هنوز توفيق چاپ آنها را نيافتهام . »
آرزوى وصال
ز غصّه جان به لب سرد من رسيد بيا * ز كولهبار حوادث قدم خميد بيا
دلم شكسته و جان خسته ، صبر از كف رفت * ز هجر روى تو شد ديدهام سپيد بيا
ز بس نيامدى و وعده دادى و رفتى * ز ديده جان سرشك آتشم چكيد بيا
به بوى زلف تو هردم نسيم صبح ، دلم * چو غنچه پيرهن صبر من دريد بيا
كنون كه در چمنستان ، درون حجلهء باغ * عروس ژاله به بخت آرميد بيا
ز بخت تيره ندارم شكايتى اى دوست * ستارهاى به شب تار من دميد بيا
در آرزوى وصال و بشوق ديدن تو * چه بس ز هجر تو اشكم به رخ دويد بيا
به پاى گل همه با يار خويش بنشستند * دل من است كه از خار غم خليد بيا
گل است و فصل بهار است و موسم غزل است * كنون كه دختر پائيز آرميد بيا
چو ديد « قاضى » شيدا كنار بلبل و گل * بناله گفت كه اى لالهء اميد بيا
در مدح مولا على عليه السّلام
يا على مرتضى هستم به جان شيداى تو * عاشق جانباز تو ، سرمست از صهباى تو
اى يگانه مظهر ذات خداى لايزال * كس نباشد جز نبى در مرتبت همتاى تو
كعبهء كوى تو را خيل ملائك در طواف * توتياى ديدگانِ حور خاك پاى تو
شير يزدان ، ركن ايمان ، شاه مردانى على * نيست عرش كبريا جز خاطر داناى تو
از جمالت نور يزدانى تجلى مىكند * اى جهانى مات رخسارِ جهانآراى تو
معنى قرآن امام انس و جان مرآت حق * رهنماى خلق خود الفاظ پرمعناى تو
خود تو آن نورى كه هردم آفتاب پرفروغ * مىكند كسب فروغ از چهرهء رخشاى تو