بيا دست بر شانهء غم نهيم * بيا زخم را باز مرهم نهيم
نديدى مگر داغ با من چه كرد ؟ * خزان باز در باغ با من چه كرد ؟
خزان آمد و سوخت باغ مرا * دوباره برافروخت داغ مرا
بهار من از داغ پژمرده شد * گل خندهام بر لب افسرده شد
بهار من از باغ كوچيد و رفت * خزانىترين فصل را ديد و رفت
گل سرخ باغ مرا باد برد * دريغا ! چراغ مرا باد برد
بيا اى دل ، اى همنشينم ، بيا * بيا ، اى شكستهترينم ، بيا
بيا بار ديگر كنارم بمان * بيا بازهم غمگسارم بمان
تو يار منى در غم و شادىام * كنار منى در غم و شادىام
بيا گريه كن با من سوخته * پر از اشك كن دامن سوخته
به آتش بكش باز داغ مرا * برافروز امشب چراغ مرا
بيا اى دل ، اى همنشينم ، بيا * بيا ، اى شكستهترينم ، بيا
بيا باز كن باز ، راهِ مرا * بده بال پرواز ، آهِ مرا
بده بال تا پر بگيريم باز * سراغ از كبوتر بگيريم باز
بگيريم بالوپر از آه خويش * مگر باز يابيم همراه خويش
ز ياران ، من و تو بهجا ماندهايم * گذشتند ياران و ما ماندهايم
بيا اى دل ، اى همنشينم ، بيا * بيا ، اى شكستهترينم ، بيا
بيا مثل آيينه محرم شويم * بيا باز آيينهء هم شويم
گرفتارى
تمام گرفتارىام از دل است * دل من گرفتار آب و گِل است
كجا محرم راز من مىشود * دلى كز حضور خدا غافل است
نمىخواهم اى عشق بينم دگر * كسى را كه در بين ما حايل است
بهايى ندارد به بازار عشق * دلم مثل يك سكّهء باطل است