تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
چه سودى به ما شب‌نشينان دهد * چراغى كه خاموش در محفل است بگيريد دست مرا ، عاشقان ! * كه ديريست پاى دلم در گِل است دل غافل من ندانسته است * كه دور از خدا زندگى مشكل است

به استقبال تو گل . . .

صداى گام‌هايت مىكند بيدار گل‌ها را * و بويت مىكند آشفتهء ديدار ، گل‌ها را براى ديدنت سر مىكشند از گوشه‌هاى باغ * اگرچه مىكشند از هر طرف ديوار ، گل‌ها را نسيم شوق دامانى پر از گل كرده مىرقصد * و از هر سو به پايت مىكند ايثار ، گل‌ها را به استقبال تو ، گل دسته‌دسته مىشود پرپر * نگاهى كن به پيش پاى خود ، بردار گل‌ها را به دور از چشم تو گلهاى باغ آشفته مىگريند * بيا آرام كن از گريهء بسيار ، گل‌ها را تمام باغ سرشار از نگاه تشنهء گل‌هاست * بيا و بيش از اين در تشنگى مگذار گل‌ها را بهار از هر طرف دارد سرِ گل آفريدنها * خزان پيوسته مىخواهد كند انگار گل‌ها را بيا با دست‌هاى مهربانت باغبانى كن * رها كن بار ديگر از ميان خار ، گل‌ها را گرفته خواب غفلت ، خواب غفلت چشم گل‌ها را * بيا بيدار كن ، بيدار كن بيدار ، گل‌ها را
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 372 | سيد محمد باقر برقعى