به تو گشت خلقت كن فكان كه ظهور تو مشيّتى * چو تو در مداين علم حق ز شرف مدينهى حكمتى
سيلان رحمت حق بود همه ، از جمال تو يا على * بنگر « فؤاد » شكسته را بدرت نشسته بالتجا
به سخا و بذل تواش طمع به عطا و فضل تواش رجا * اگرش برانى از آستان كند آشيان بكدام جا
ز پناه ظلّ وسيع تو هم اگر رود برود كجا ؟ * كه محيط كون و مكان بود فلك طلال تو يا على
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٢٦