عزم و دانش
مراد گر مردانه باشد طالع و تقدير چيست * شكوه از كجگردى گردون و چرخ پير چيست
چرخ ، كجگردى نداند زادهء اخلاق توست * گر كند كجگردشى ، خود كرده را تدبير چيست
مىكند تقدير ، يزدان چون تو باشى مرد كار * خود نه اى مرد عمل تقدير را تقصير چيست
تا بكى بر گردنت افتاده قيد بخت و شانس * پاى عقلت بسته از غفلت در اين زنجير چيست
گنج در رنج است و در زحمت مگر بينى بخواب * گنج را بىرنج اگر ديدى بگو تعبير چيست
نيست راهى جز صراط المستقيم سعى و كار * ختم و اوراد و طلسم و چله و تسخير چيست
عقل گويد ليس لانسان الّا ما سعى * قول يزدان استبسم اللّه بگو تفسير چيست
مىتوانى گشت از سعى و عمل با بخت يار * آدمى را كار قارون مىكند اكسير چيست
كار ، ايزد كرده فكر باز و بازوى بشر * عقرب نحس فلك را در زمين تأثير چيست
گر كه توأم گشت باهم عزم و دانش « فلسفى » * پيش عزم آهنينش طالع و تقدير چيست
عواقب اعمال بىرويه در جوانى
ز ترس فقر ، بىزن بودن مرد * به يزدان سوءظن و بدگمانى است
به دنبال زنان در هر خيابان * براى لاس اندر خردوانى است
چه امراض خطير خانمانسوز * كزين اخلاق در او رايگانى است
ترساتت - واريركيت و خيارگ * مد امروز در سن جوانى است
سرنگ و بيضهبند و ايريگاتور * ز ملزومات خاص زندگانى است
رفيق باوفائى همچو سوزاك * به او اندر كمال مهربانى است
به او سفليس همدم تا دم مرگ * رفيق روز ضعف و ناتوانى است
كفل سوراخ ، سوراخ و مشبك * ز سوزان كارى اينجا داستانى است
به ميل لاستيك از ضيق مجرا * بسى محتاج در هروقت و آنى است
مريضِ اوّل اندر هر مطبى * ز شرح حال خود در روضهخوانى است
چه بدبخت است آن بيچاره اولاد * كه بعد از او اسير زندگانى است