قُلا كردم باس بياز گَردَنِشِ زيرِ گُذِر * رافيدَم رُوش ، زَدَمِش زيرِ چارمَندون ، يادته
اگِه اسمِ تو هوشنگ بود ديگِه بيچارَه بودى * مَگ مىدونَسّى بِرى دروازه كاشون ، يادته
يِه كاغذباد من دُرُس كردَه بودم سِه بَندينِه * گُوندُولِه نَخِش گُوريد ، گير كه به نُودُون ، يادته
داش حَسن اراز مىكردى شبِ چلِّه كوچيكِه * بُردَمِت حكيم ناهى با چَشمِ گِريون ، يادته
گفتى انگار تُو دِلِم رَخ مىشُورَن ، وِلِم كُنيد * مِث كه ريختن تُو دِلِم يِه مُشتِه اشنُون ، يادته
گُف به تو حكيم ناهى ، حتماً تو ديشب چاييدى * اصلًا پيداس كه گَلو تو كرده گُورمون ، يادته
انقِه سَرد بُو ، كه قولوس قولوس مىكرديم دوتايى * تار و تُخس شُديم حسن جون تُو بيابون ، يادته
من و تو تُو كوچَتُون كَسمِه مىخورديم دوتايى * اون خونِه پَلوشتَكُو تُو سقفِ دالون ، يادته
حَسَنِه با هَلَّ كُوكُوزَل مىكوفتى تُو دِرو * چَن تا آذگورِه كَشيدى جونِ نَنجون ، يادته
يادته نُخُوچّى بيج گرفتى باس من انَنَت * من خوردم ، بُويَّه زدم ، مىگفتى آخ جون ، يادته
عَليِه بوك دَر اوُردَه بو ، خدا مرگِش بده * آب به گربه ريخته بو ، اون بچّه شيطون ، يادته
كُج مىرفتى هَميساخ قيقا جَكى سُوك ديوارِه * على قيچ رَدِّت ميومِه بىتحاشون ، يادته
يِهدونِه شاغالبادوم جَختَهبَلا دادى به من * زَقنَبُود بُو وقتى كه ميمِه لا دَندون ، يادته
يادته تو پَنجلى مُلّا مىرفتيم دوتايى * اون دوتا خامباج شُول و خامباجى سِپِسّون ، يادته
فَلَكِم كه وقتى كه به خامباجى پول ندادم * بَعدِشُم انداخ مَنو تُو چالِه مالخون ، يادته
دُويدى رُو خَرِّهها ، ميون اون كُو پَندَرى * هُول هُوليجِه كردَنِت نزديكِ شِيخون ، يادته
حَسَنِه از عَليِه سُند و سُراغى ندارى * يِه هَتَل حَصبهاى بُو ، بىسروسامون ، يادته
اون روزا بُلبلى كَش مىرفتيم از ابرام شُولِه * رَدِّمون مينداخ مىزِه ما رو با هَسّون ، يادته
رفتيمون دُرنا به خط بازى كنيم ما پاى خط * انقِه خايِه اومَدى اون رو ، تُو قَهيون ، يادته
چه صفا داش زيرِ كُرسى ، نون و آبگوش قُنَبيد * كُرسيمون چالهاى بُو ، آخ جونِ بابجون ، يادته
يِه تِرِشنِه نُون به من دادى يِه انذَرُوت پَنير * بِت گفتم مِث كه دارى تو گنج قارون ، يادته
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٨٨