خال خالونجِه كى بُو كه محمودَرو دَم چالخُروس * دَر رفتيم ، قايِم شديم ما پُشت فُرقون ، يادته
خَرپُشتك تِيرونيُو ، دَگدَگه خَرّات قُمى * آلادا و آشِ داغِه دراكُول بِسّون ، يادته
ديديمون دَم شاغالُو خَر چو سِنِه رَف تو سولاخ * هِى كوييديم نَيُومِه از سولخِه بيرون ، يادته
يادته دَر خونَتون كَلُوندُونِه داش قَديما * اون دالُون تَاريكَ رُو زير عَرَبَسّون ، يادته
بِت گُفتم بُرو يِه نُون بِسّون بيا گُسنَمُونِه * هِى آلِه مىكرديم اون روز تو خيابُون ، يادته
ان روزا ميز عَلنَقى آتيش ميكِه با گُل موشَك * نَمدُنَم باس چىچى بُو توى دَبيرَسّون ، يادته
ارُو هِرّه تُو هَوَرنَق افتادم ادَسِّ تو * لِچ شدم ، لَچَر شدم ، اون رُو تا بارون ، يادته
رَفتيمون تُو شَمساباد سَرِ لَشِه رس اكبرِه * هُورَّهكَش شديم هم هَمساخ زيرِ ناربون ، يادته
يِهدُونِه نار هُشِ هُشى اسَّديم از داى ابولِه * جِزبَلات بُلند شد اون رُو تُو خُروسخون ، يادته
گفتيمون وَريُو نَشو ، وقتى دارى رِجِّه ميرى * مىزَنن ساز و دُهُل يا پُشتِ مِزقُون ، يادته
مىرفتيم بالپُشتَبُون ، هِى داد و فرياد مىزديم * حاجى لِلَك تُو هوا تُوى شُتُرخون ، يادته
تو به من زُل زَدَه بودى دَمِ اون كُوپَندَرى * كُون آرِنج به من زدى زيرِ شاغالخون ، يادته
باس چىچى هِى قيجيك مىرفتى اون رُو تو به من * بِت گفتم راس مىگى ، بى از خُونِه بيرون ، يادته
انقِه من سُند و سُراغِت اومَدَم تُو كوچهها * يِهُويى من جُسَّمِت وسطِ مِيدون ، يادته
هُورت شدم وقتى بَتُولِه يِهكمى عيشوَه اومِه * انقِه دَندُون كوُرُوچه كردم تُو كادون ، يادته
يِه مِنگيش ازِش گرفتم وسطِ راپُشتَبُون * يِه خِفتى بَراش خريدم چِقِه ارزُون ، يادته
بَتُوله قشنگ نَبُو راسشو بِخواى ، جُون داييِه * اون خودشُو دُرُس ميكِه با بَندِ رِسبون ، يادته
جِگَرِم ادَسِّ تو هِشبِلا شد ، خير نبينى * جِزِّ جِگر بِزَنى ، دَردِ چايمون ، يادته
اون روزا نَنَت مىرَف عروسى پاتك مىاوُرد * چِر اونو قايِم مىكِه لابَندِ تُومّون ، يادته
حَسَنِه الوَرا رو تُو بَسُّو ريخته بود نَنَت * جُسَّمِش بسكه كوبيديم ما به يَخدون ، يادته
يِه پا پِلِّه زِه به پشتِ قاپَّكِ پام عَليِه * يِه خُرُشنِه بِش كَشيدم دمِ ورجون ، يادته
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٨٧