كنز خفىّ هستى و نور جلىّ * اى ز تو اسرار نهان منجلى
آنچه كه خوبان جهان داشتند * يكسره از بهر تو بگذاشتند
وارث برحق همهء انبياء * سرور و سالار همه اولياء
معجز عيسى ، يد بيضا ، تو راست * شيوهء پاكان همه يك جا تو راست
نوحى و هم خضر نبىّ ، هم خليل * هست تو را اين همه حسن اى جميل
دين محمّد به تو پاينده است * نهضت تو راه گشاينده است
از ستم و ظلم همه خستهاند * بهر عدالت به تو دل بستهاند
آتش بيداد و ستم شعلهور * پيرو اسلام همه در خطر
جور و جفا ، اين همه طعن رقيب * تا به كى از هجر تو آخر شكيب
اى شه دين ! دل به تو مشتاق شد * بهر خدا ، طاقت ما طاق شد
ما همگى چشمبهراه توايم * عاشق آن روى چو ماه توايم
گرچه خطا كرده و آلودهايم * روز و شب اندر طلبت بودهايم
منتظرانيم همه با شتاب * دَردكشانيم ، ز ما رو متاب !
مدح تو را شاعر « فرزانه » گفت * طبع وى از مهر تو چون گل شكفت
روز جزا كن تو شفاعت از او * كسب كند از تو مگر آبرو
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٦٧