شود يأس از وجودم محو و زايل * به غفرانت اميدم هست كامل
نما « فرزانه » را دايم هدايت * مكن محرومش از فضل و عنايت
يار فتنهگر
اى نازنين يارم ! بيا غوغا به پا كن * اندر شرار عشق خود عاشق فنا كن
اين گوى و اين ميدان ، بزن گوى محبّت * در ساحت اين بازىات عمدا خطا كن
در مذهب دل عمدى و سهوى نباشد * آزادى اين شيرينادا زين هر دو تا كن
ديوانه گشتم عاقبت از هجر رويت * رنجم مده ، اى بىوفا ! با من وفا كن
افسانهء عشق تو را با كس نگويم * اين راز را پنهان نما ، خود را رها كن
روى از چه پنهان مىكنى اى فتنهء من * آن چهرهء زيباتر از گل برملا كن
گيسوى خود را تاب ده ، بىتابم امشب * لب بر لبم نه ، ساعتى كامم روا كن
« فرزانه » بودم ، عاقبت ديوانه كردى * رحمى نما اى سنگدل ! ترك جفا كن
مناسبت ولادت حضرت صاحب الزّمان ( عج ) مظهر حقّ
خيز ز جا نيمهء شعبان رسيد * بر تن بىجان جهان جان رسيد
شد همه جا نور خدا جلوهگر * گشته عيان نور و ضيايى دگر
غلغله شد در صف افلاكيان * آمده در رقص و طرب خاكيان
روى جهان گشته چو خلد برين * خيل مَلك آمده اندر زمين
حضرت مهدى به جهان شد پديد * ظلمت شب رفت و سپيدى دميد
مظهر حقّى تو ، امام زمان * اى تو تجلّىگه راز نهان
اى ز مَلك برتر و ارزندهتر * اى كه ز خورشيد درخشندهتر
اى كه توى حجّت حقّ در زمين * هست به تو قائم اركان دين
واسطهء فيض تويى بىگمان * خويش تو پنهانى و فيضت عيان