را از رسيدن به كمال و جمال و حقيقت مطلق بازمىدارد و به قول عارف وارسته حافظ :
در ميخانه ببستند ، خدايا مپسند * كه درِ خانهى تزوير و ريا بگشايند
به آزادى قلم احترام مىگذارم و عقيده دارم كه محيط خفقان و ديكتاتورى باعث ضايع شدن استعدادها مىگردد و از رشد و شكوفايى افكار بديع جلوگيرى مىكند . »
فرزانه مجموعهاى از اشعار خود را به نام « نسيم سحر » آماده كرده است كه اشعار زير از آن مجموعه فراهم آمده است .
مدّعيان صلح
آنان كه صلح را به جهان ادّعا كنند * بنگر چه كردهاند به گيتى چهها كنند
افكندهاند آتش بيداد و اختلاف * در هر طرف كه باشد ، جنگى به پا كنند
برنامه است در همه جا جنگ زرگريست * بيگانگان معامله اندر خفا كنند
در سرزمين هرزگوين ، جانيان صرب * بس ظلمها نموده و جور و جفا كنند
كشتار مىكنند و جنايت فزون ز حدّ * بر قلدران و دد صفتان اقتدا كنند
پس داعيان صلح چرا ساكتاند و مات * اى كاش ! بر تعهّد و پيمان وفا كنند
بايد كه بشكنند سكوت عميق خويش * نيرنگ حاميان دغل برملا كنند
غارتگران نظم نوين با هزار مكر * غارت نموده ثروت و آنگه ندا كنند
پامال شد حقوق بشر ، اى دريغ و داد ! * با اين طريق فتنه و كيد و ريا كنند
« فرزانه » كى شود كه دگرباره ساميين * خود را ز قيدوبند اجانب رها كنند
انتظار
كاش كه از وى خبر داشتم * بر سر كويش گذرى داشتم
كاش پس از اين همه آوارگى * بر رخ ماهش نظرى داشتم
شمعصفت سوختم اندر فراق * داغ به دل ، چشم ترى داشتم