اى كاش
در روى زمين به گردش شمس و قمر * يكلحظه به خرّمى نكرديم نظر
گر جمله جهان چو من به غمخوارى زيست * اى كاش نزاد يكتنى از مادر
تلخ
تلخ است جهان زندگانى همه تلخ * هم عيش و شباب و كامرانى همه تلخ
يكچند سحر كه زنده بودى در دهر * « فانى » همه تلخ و فانى همه تلخ
در مدح فاطمهء زهرا و على عليه السّلام
نبود فاطمه گر دخت پاك پيغمبر * كجا بدى صدف از بهره يازده گوهر
على و فاطمه كفوند گر نبود يكى * نه زوج فاطمه را بُد ، نه زوجه بر حيدر
يا ربّ
يا ربّ تو ز من گناه بىحد بخشاى * عصيان مرا به خاك احمد بخشاى
هرچند مرا جرم فزون ، عفو تو بيش * بر رحم خود و آل محمّد بخشاى
جوانى و پيرى
جوانى است دل پاكى و سادگى * همات رادمردى و آزادگى
به پيرى ظنين گردى و كژ خيال * فزون اين دو هرچهات فزونسالگى