توانائى و ذوق و ظرافت خاصّى بود و اين آثار در خانوادهاش موجود مىباشد .
اينك نمونههايى از نظم او نقل مىشود :
آرزو
هر مرادى كه يافتم ديدم * اين خود آغاز نامرادى بود
دل به هر آرزو كه تازه رسيد * ز آرزوى دگر ، درى بگشود
هرچه من پير گشته مىبينم * آرزو بر جوانىاش افزود
الغرض ، عمر بىبها « فانى » * ز آرزوهاى بىبها فرسود
عمر عالم تمام خواهد گشت * آرزو ناتمام خواهد بود
بشر از آرزو نگردد شاد * تا مگر خاك سازدش خشنود
يا ربّ ببخش !
يا ربّ مرا به رحمت بىمنتها ببخش ! * بر عزّت و جلال خود اى پادشا ببخش !
بر آن وجود كامل و آن رهنماى خلق * يعنى به احمد ، آن شه روز جزا ، ببخش !
آن كس كه گشت زينت محراب ، خون او * بر تارك شكافتهء مرتضى ببخش !
بر آنكه در زمانه بهجز درد و غم نديد * بر پهلوى شكستهء خير النّسا ببخش !
بر احسن زمانه كه باشد حَسَن به نام * يعنى به پارهء جگر مجتبى ببخش !
خون ريخت دل چو نامه به نام حسين رسيد * بر خون پاك آن شه گلگون قبا ببخش !