تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
مرا به وعده فريبى به روز و شب تا كى ؟ * نه عمر نوح مرا و نه صبر ايّوبى به تير غمزه هلاكم فكنده‌اى بر خاك * به سينه‌ام دگر از خار غم چه مىكوبى ؟ ز حادثات پر از ماجراى دور زمان * دلم شكست و تنم گشت خشكسان‌چوبى هزار جان چو « فاضل » نثار جانت باد ! * سرم فداى تو گردد ، كه اين‌چنين خوبى !

خبرى نيست

يلداى شب پيرى ما را سحرى نيست * از همدم و از صحبت ياران خبرى نيست معشوق و مى و مطرب و ساقى و جوانى * امشب به كجايند ؟ از آنان اثرى نيست

شراب‌آگين

رويت به مثال ، زهره و پروين است * دور از تو شدن مشقّتى سنگين است آن مى كه ز لعل چون نباتت خوردم * خاكم پس مرگ من شراب‌آگين است

تمدّن و عصر فضا

قرنيست كه هم تمدّن و عصر فضاست * هر قائد آن مدّعى صلح و بقاست بااين‌همه ادّعا و تكنيك و هنر * هر خطّه‌اى از خاك جهان جنگ و غزاست