در هواى شيدائى سر به خاك مىسودم * داغ مهر رندى را مىزدم به پيشانى
كهكشان نورى بود آن شب و نگاه من * چون ستاره بارانى با دو چشم بارانى
باغ مهربانى
زلال جارى چشمت هميشه دريايى است * بلور باغ نگاهت بسى تماشايى است
تو با ستاره شب چون شكوفه مىآيى * بمان به باغ خيالم كه در شكوفايى است
تو در مقام رفيع لطيف معراجى * حديث عشق تو گفتن عروج رؤيايى است
تو ليليا نه به هرجا كه مىكشى دامن * جنون به باور مجنون كمال زيبايى است
بيار آيتى از باغ مهربانىها * بخوان كه خستهدلى در حرير تنهايى است