يار است و جفاى يار خوشتر * از غير چه انتظار داريم
با جام مئى خوشيم و سرمست * گرچه غم بىشمار داريم
تردامن اگر شديم باشيم * از زاهد خشك عار داريم
هركس به خيال و قيل و قالى * ما با دگران چه كار داريم
گمشده در غبار
آمدهام با همه ، بىسروسامانىام * خوبترين خوب من ، عشق بنوشانىام
بىتو عذابى بود بودن و فرسودنم * گرچه خرابم خراب در پى ويرانىام
با همه دريادلى سركشم و بىقرار * موجزنان مىروم در عدم آنىام
كى شود اى جان من بغض گلو واكنى * سينه به تنگ آمد از بار گرانجانىام
گم شدهام در غبار از ستم روزگار * گريه كجا سر كنم چون شب بارانىام
در هواى شيدائى
خلوتى و حالى بود در سكوت و حيرانى * اقتدا به عشق آمد با همه پريشانى
بوى مهربانى را جرعهجرعه نوشيدم * با شراب عشق آن شب در نماز روحانى
بىخودىّ و مستى بود عاشقى و رسوايى * عاشقانه مىرفتم با دلم به مهمانى
ديده را صفا مىداد گريههاى مستانه * سينه را جلا مىداد نالههاى پنهانى
وارث طريقت را در سراى دل ديدم * سجده بر صفا بردم در قنوت ربانى