ديگر از اساتيد او ، يكى ميرزا عبد العلى هرندى نحوى و ديگرى آخوند ملا محمّد كاشانى مقيم مدرسهء صدر اصفهانى است .
طرب در بين سالهاى 1310 تا 1313 به تهران سفر كرد و به حضور ناصر الدّين شاه بار يافت و مورد تشويق و توجّه قرار گرفت و تخلّص « عقاب » را به او داد كه در بيتى به آن اشاره كرده است :
شهنشها ! طرب بن هماى شيرازى * كه شاه داد عقابش تخلّص از توقير
طرب شاعرى غزلسرا بود ، خطّ نستعليق را خوش مىنوشت و در اين فنّ از شيوه مير عماد حسنى و محمّد صالح پيروى مىكرد و نمونهء كتيبهنويسىهاى او در مسجد ركن الملك ، تخت فولاد و مسجد آخوند ملا محسن كرمانى و سراى ملك موجود است و در ضمن استاد خطّش ميرزا عبد الرّحيم افسر اصفهانى شاعر و خوشنويس معروف بوده است .
طرب از سيزدهسالگى به نظم شعر پرداخت و در آغاز تخلّص « جلا » را در شعرش به كار برد . آنگاه تخلّص « طرب » را برگزيد ، امّا از تخلّص « عقاب » استفاده نكرد . ديوان اشعارش مشتمل بر انواع شعر با مقدّمه و شرح حال كامل او ، به قلم فرزند برومندش استاد جلال الدّين همايى ، طبع و نشر گرديده است .
در ستايش و منقبت على عليه السّلام
آن دل كه دوستى علىّ كرد روشنش * خورشيد همچو ذرّه بتابد ز روزنش
آيينهء سكندرى و جام جم بود * آن دل كه دوستى علىّ كرد روشنش
خرّم كسى كه مهر علىّ هست در دلش * ايمن تنى كه حبّ علىّ هست مأمنش
آن را كه دل ز حبّ علىّ يافت مأمنى * ديگر چه التفات به گلگشت گلشنش
شاخى كه بارور نشد از حبّ مرتضى * گر نخل طوباست ز بنياد بركنش
يوسف بدان جمال دلآرا و روشنى * بود از غبار راه علىّ ديده روشنش
ماليد آنكه طلق ولاى علىّ به تن * نار جحيم را اثرى نيست در تنش