تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
با تيره‌روزان جهنّم همنشينم * با نيك‌بختان بهشتى هم‌زبانم با ناسپاسان غرقه‌ام در قعر دوزخ * با حق‌ّشناسان در بهشت جاودانم
*
خوشه به خوشه با عقيقِ ديده پرورد * منظومه‌هاى دلكش و تر مىنگارم در لابه‌لاى دفتر شب‌زنده‌داران * شعر بلند ماه و اختر مىنگارم
*
با من بيا در چشم خواب‌آلودهء ماه * از چشمه‌سار چشم خود آبى فشانيم دُردانه‌هاى خرمن دلدادگى را * در جلگهء شب‌هاى مهتابى نشانيم
*
دنياى ما دنياى رسواى عجيبيست * دنيا مگو ! دنياى ما شهر فرنگ است كس با زبان عشق و الفت آشنا نيست * تنها زبان رايجش توپ و تفنگ است
*
اى شمع‌ها ! اى شعله‌هاى آسمانى ! * در ژرفناى بىكرانِ شب بسوزيد در خرمنِ جان سيه‌كاران عالم * چون روحِ ناآرام من آتش فروزيد
*
سير و سلوك عشق را آغاز كردم * من صوفىام ، عالم سراسر خانقاهم شولاى عزم و خرقهء همّت به دوشم * الطاف ذات لايزالى پيرِ را هم
*
قرآن هستى را تلاوت كرده‌ام من * با سال و ماهش سوره‌هاى زندگانى با روزهايش آيه‌هاى آفتابى * گل‌واژه‌هايش لحظه‌هاى مهربانى