قنارى قشنگ من ، غزال شوخ و شنگ من * « شهاب » دلشكستهام تو را نياز مىكنم
فرياد بلند استقامت
ما دفترى از شعر شهامت بوديم * گلواژهء سبز هر حكايت بوديم
با ساز زمانه ما نمىرقصيديم * فرياد بلند استقامت بوديم
از چاله به چاه
عمرى به عبث شيفتهء ماه شديم * در راه طلب اسير و گمراه شديم
حالى محكى زديم خود را ، ديديم * « كز چاله درآمديم و در چاه شديم »
براى دخترم غزل
غزل گنجينهء گنج معانى است * غزل شهناز و شور اصفهانى است
دو بيت ديگرى هم دارم امّا * غزل شهبيت شعر زندگانى است
گناه من
در خانهء فقر تكيهگاهم عشق است * در كوى جنون رفيق را هم عشق است
در روز حساب اگر گناهم پرسند * گويم به خدا قسم گناهم عشق است
مناعت طبع
ما پيروى از چرخ خطاپيشه نكرديم * بوديم در اين خاك ولى ريشه نكرديم
آنگونه نموديم كه بوديم عزيزان * در راه هوس يكنفس انديشه نكرديم
بيشهء خالى از شير
با تيشه به قطع ريشهها مىآيند * با سنگ به جنگ شيشهها مىآيند
از شير اگرچه بيشه خاليست هنوز * با دشنه بسوى بيشهها مىآيند