تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
قنارى قشنگ من ، غزال شوخ و شنگ من * « شهاب » دل‌شكسته‌ام تو را نياز مىكنم

فرياد بلند استقامت

ما دفترى از شعر شهامت بوديم * گل‌واژهء سبز هر حكايت بوديم با ساز زمانه ما نمىرقصيديم * فرياد بلند استقامت بوديم

از چاله به چاه

عمرى به عبث شيفتهء ماه شديم * در راه طلب اسير و گمراه شديم حالى محكى زديم خود را ، ديديم * « كز چاله درآمديم و در چاه شديم »

براى دخترم غزل

غزل گنجينهء گنج معانى است * غزل شهناز و شور اصفهانى است دو بيت ديگرى هم دارم امّا * غزل شه‌بيت شعر زندگانى است

گناه من

در خانهء فقر تكيه‌گاهم عشق است * در كوى جنون رفيق را هم عشق است در روز حساب اگر گناهم پرسند * گويم به خدا قسم گناهم عشق است

مناعت طبع

ما پيروى از چرخ خطاپيشه نكرديم * بوديم در اين خاك ولى ريشه نكرديم آن‌گونه نموديم كه بوديم عزيزان * در راه هوس يك‌نفس انديشه نكرديم

بيشهء خالى از شير

با تيشه به قطع ريشه‌ها مىآيند * با سنگ به جنگ شيشه‌ها مىآيند از شير اگرچه بيشه خاليست هنوز * با دشنه بسوى بيشه‌ها مىآيند