تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
شعر و موسيقى و تاريخ و لغت * وقت خوش ، كيسهء پر ، باده‌ى ناب

دل شيدائى

دارم سر كى چه سر ؟ سرى سودائى * در سينه دلى ، چه دل ؟ دلى شيدائى مفتون بتى ، چه بت ؟ بتى كز دو لبش * خواهم چه ؟ دو بوسه ، كى ؟ شب تنهائى

در صنعت الزام

سنجاق مزن به موى اى ساده عروس * كاين چرخ فلك سماق روى است و عبوس نى آرد ، برى ز آسيابش به سبوس * ساطور خورى ز دستش افسوس افسوس

الزام در چهار لغت ، ناودان ، پيل ، ارزن ، انگشت

گر بام تو ناودانش از سيم و زر است * وز پيل دمان به زير ران تو در است پير خردت به نيم‌ارزن نخرد * اى آنكه دلت چو دست انگشت‌گر است

كور دانش

گر به ظاهر ديده از عالم فروبسته است پاك * ليك چشم باطنش از نور دانش روشن است

شعر به لهجه محلى قاينى

مير گه گيو درم كه نمشرا جاش تُرحلى * سفتقوت و شخكيل و چفت و گود و تشولى ممحّد خمتو مگه و ممحّد سيمتو ، برار * پنا بادره و ده گرنه ور رد تو خمداخ اردلى از نما شوم تا چراغو زير طاقو چُريّو * هش و هش تو ره دپش بر يك تلتسب يلپلى دوشنه ورمح كه بالا مرفتم نصف شو * يك‌دو كپ پاشا به سكّ سكّ در مگوف بر سيدلى قطعه خاتوتا چراغو خو را راگيرا مكرد * جنده مس راست كرده‌ها نشينه هتيز رو قملى قملى وى ور گمف جا تفطمه سير نوشتم * لو ميوم و لو تو نوم و بر گلم ورو ذبالى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 711 | سيد محمد باقر برقعى